کدخبر: ۹۰۲۱۴
۰۳ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۴۹
چاپ

دیپلماسی فشار؛

تهدید و تطمیع؛ ابزارهای فشار بر ایران

تقابل کنونی ایران و ائتلاف تحت رهبری آمریکا و اسرائیل را نباید صرفاً در قالب رویارویی نظامی دید؛ این تقابل در بستری چندلایه از جنگ نرم تا جنگ سخت جریان دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس» دکتر عیسی محتشم از کارشناسان حوزه مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: تقابل کنونی ایران و ائتلاف تحت رهبری آمریکا و اسرائیل را نباید صرفاً در قالب رویارویی نظامی دید؛ این تقابل در بستری چندلایه از جنگ نرم تا جنگ سخت جریان دارد. آنچه امروز اهمیت دارد، شناخت جایگاه ایران در این هندسه قدرت و تحلیل ابزارهایی است که واشینگتن و تل‌آویو برای فشار بر ایران به کار می‌گیرند.

در تحلیل معادلات قدرت و مدیریت بحران‌های بین‌المللی، تقابل‌های نظامی میان بازیگران اصلی همواره در بستری از لایه‌های چندگانه جنگ نرم و جنگ سخت رخ می‌دهد. با بررسی مدل‌های استراتژیک می‌توان تقابل کنونی میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل را در قالب یک سلسله‌مراتب ابزارگونه تحلیل کرد.

در یک نمودار خطی، طیف رفتارهای قدرت‌مدار یا تکنیک‌های جنگ به‌صورت «حمله نظامی، دیپلماسی فشار، تهدید (چماق)، تطمیع، تحریم، قاب‌بندی، ترغیب (هویج)، جذب و هم‌گزینی» ردیف می‌شوند. برخی از این تکنیک‌ها در حوزه جنگ سخت و برخی در حوزه جنگ نرم جای می‌گیرند.

پرسش مهم این است که در اوایل آبان‌ماه ۱۴۰۵، در کجای این رویارویی تاریخی میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران ازسوی‌دیگر ایستاده‌ایم؟

واقعیت این است که همه مراحل رفتاری فوق که در هندسه قدرت هوشمند جای گرفته‌اند، میان دو کشوری که سطح روابط آن‌ها پایین‌تر از سطح استراتژیک یا راهبردی است، امکان بروز دارد. برخی کشورها حتی برای کشور دوست و هم‌پیمان خود نیز درصدی از شگردهای جنگ نرم را به کار می‌برند؛ مثلاً تکنیک ترغیب (هویج) که می‌تواند به وابستگی بیشتر یک کشور به دیگری منجر شود.

اما در قبال ایران، همه تکنیک‌های نه‌گانه جنگ نرم و جنگ سخت طی سالیان متمادی توسط آمریکا به کار گرفته شده است؛ بااین‌حال هیچ‌کدام باعث تسلیم و همراهی کامل ایران با آمریکا نشده است؛ لذا آمریکا و اسرائیل تنها راه مهار ایران را در دوره اخیر حکمرانی ترامپ و نتانیاهو، فراتر از جنگ تمام‌عیار، در «تغییر رژیم» می‌بینند.

 این همان استراتژی اصلی و نهایی است که آمریکا و اسرائیل سال‌ها از بیان عریان آن ابا داشته‌اند و با ترور امام شهید انقلاب، نمود عینی و حلقه اول استراتژی تغییر رژیم در ایران پیدا کرده است.

بااین‌حال، این روزها هزینه‌های اقتصادی و تسلیحاتی جنگ برای محور غربی - عبری - عربی به‌شدت بالا رفته و تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اغلب کشورهای جهان به‌ویژه اتحادیه اروپا را با بحران‌های چندگانه و متفاوت مواجه کرده است.

 در چنین شرایطی، ایالات متحده پیش از شروع حمله نظامی دیگر، به «دیپلماسی فشار» برای مهار و تسلیم ایران روی آورده است.

در این نوع دیپلماسی، در کنار ابزار دیپلماتیک مانند پیام ترغیب‌کننده توسط قطر، خبر پذیرش برخی شروط ایران توسط آمریکا به‌واسطهٔ پاکستان و عاصم منیر، پادرمیانی روسیه برای پرونده هسته‌ای، کوه کلنگ و تأسیسات نطنز، میانجی‌گری عمان و امارات و راهکار مدیریت چند کشوری در تنگه هرمز، ابزار نظامی و جنگی نیز دیده می‌شود؛ از جمله حضور سه ناو هواپیمابر با هزاران تفنگ‌دار دریایی، ده‌ها هواپیمای جنگنده پیشرفته، گشت‌زنی مدام هواپیماهای شناسایی و رزمی و سوخت‌رسان بر فراز خلیج‌فارس و تهدید به حمله اتمی و استفاده از مادر بمب‌ها.

هدف دیپلماسی فشار آمریکا، تسلیم بدون جنگ ایران با اعمال ترس، فشار و تهدید است. اما جمهوری اسلامی ایران پس از سال‌ها، حقانیت خود در غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا و نادیده‌گرفتن حقوق ملت‌ها و دولت‌ها توسط او را به جهانیان ثابت کرده و قاطعانه با دیپلماسی فعال و چندجانبه، در کنار آمادگی حداکثری نظامی، در یک‌قدمی جنگ جدید نه آماده تسلیم، بلکه آماده ورود به جهانی چندقطبی با رویکرد تغییر در موازنه قدرت است.

انتهای خبر/