کدخبر: ۹۰۱۰۶
۰۶ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۴۷
چاپ

شلیکی خالصانه، جایزه‌ای کوچک:

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

یک شلیک دقیق آرپی‌جی در میدان تیر،برای حجت الاسلام الهی‌نیا ۳۰۰ تومان و یک دست لباس نو به ارمغان آورد؛ اما آنچه ماند، شور و شوقی وصف‌ناشدنی و درسی برای نسل امروز بود؛ ارزش کار برای خدا در همان لحظه‌های خالصانه است.

به گزارش خبر لنده به نقل از پایگاه خبری تحلیلی«صبح زاگرس» دفاع مقدس، عرصه تجلی ایمان، ایثار و مقاومت ملت ایران بود. در طول هشت سال جنگ تحمیلی، رزمندگان از اقشار مختلف جامعه از طلاب حوزه‌های علمیه و دانشجویان تا کارگران، کشاورزان و جوانان با انگیزه‌ای خالصانه به جبهه‌ها شتافتند.

آنان با کمترین امکانات، در برابر دشمن تا بن دندان مسلح ایستادند و با تقدیم جان خود، از دین، انقلاب و تمامیت ارضی کشور دفاع کردند. نقش رزمندگان تنها به میدان نبرد محدود نشد؛ آنان پس از جنگ نیز به‌عنوان یادگاران آن دوران، الگویی ماندگار از ازخودگذشتگی و همدلی برای نسل‌های بعد شدند.

 

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

به همین منظور به سراغ یکی از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس رفتیم تا تلخی‌ها، شیرینی‌ها و سختی‌های آن دوران را برای ما روایت کند. 

حجت‌الاسلام سید محمود الهی نیا، از رزمندگان و یادگاران دفاع مقدس است که در ۱۷سالگی و اندکی پس از ملبس شدن در حوزه علمیه شیراز، عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد. او ۱۴ ماه و ۱۰ روز سابقه جبهه‌ای دارد و در عملیات هورالعظیم، والفجر ۸ و قلعه بوجار کردستان حضور داشته است. آنچه در پی می‌آید، حاصل گفت‌وگویی صمیمانه با این جانباز و رزمنده دفاع مقدس است.

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

خاطره‌ای که نسل امروز بیش از همه باید بشنود

خبرنگار: اگر بخواهید از بین تمام خاطرات دوران دفاع مقدس، فقط یک خاطره را انتخاب کنید که به نظرتان نسل امروز بیش از همه به شنیدن آن نیاز دارد، کدام خاطره است و چرا؟

الهی نیا: خاطره‌ای که همیشه در ذهنم می‌ماند، همان روزهای نخست اعزام و میدان تیر است. من تازه ملبس شده بودم و از حوزه علمیه شیراز اعزام شدم. قبل از اعزام، یک میدان تیر گذاشتند و من کمک آرپی‌جی‌زن مرحوم میرزا قلی آبانگاه بودم. یک روز که ایشان مرخصی بود، از من به‌عنوان آرپی‌جی‌زن استفاده کردند.

 آن تیر آرپی‌جی به طور دقیق در هدف قرار گرفت و به من جایزه ۳۰۰ تومان و یک‌دست لباس نو دادند. آن لحظه، شور و شوقی وصف‌ناشدنی در من ایجاد شد. نسل امروز باید بداند که ما با همین سادگی‌ها و همین انگیزه‌های کوچک، اما خالصانه، به جبهه رفتیم. جایزه ۳۰۰ تومانی برای من آن‌قدر ارزش داشت که انگار تمام دنیا را به من داده بودند. این خاطره نشان می‌دهد که ارزش کار برای خدا، نه در مادیات، بلکه در همان لحظه‌های خالصانه است.

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

سخت‌ترین لحظه و رمز ایستادگی

خبرنگار: در دوران دفاع مقدس، سخت‌ترین لحظه‌ای که با آن روبه‌رو شدید چه بود و چه چیزی باعث شد در آن لحظه ایستادگی کنید و ادامه بدهید؟

الهی نیا: سخت‌ترین لحظه، زمانی بود که در منطقه فاو، بچه‌ها مشغول شربت دادن بودند تا کسی گرمایی نکند. عده‌ای از بچه‌ها می‌گفتند «شربت شهادت آوردن» و همه می‌خندیدند. صف طولانی شده بود. یک‌باره خمپاره فرود آمد و چندین نفر شهید و مجروح شدند. آن لحظه، قلبم فشرده شد. اما چیزی که باعث شد ادامه بدهم، ایمان به هدف و یاد شهدا بود. ما می‌دانستیم که برای چه می‌جنگیم. وقتی می‌دیدی هم‌رزمانت با لبخند به استقبال شهادت می‌روند، دیگر جایی برای ترس و تردید نمی‌ماند. آن‌ها به ما یاد دادند که مرگ در راه خدا، شیرین‌تر از زندگی در ذلت است.

فداکاری‌هایی که روایت نشده

خبرنگار: آیا در آن سال‌ها شاهد فداکاری یا ازخودگذشتگی فردی بودید که هیچ‌وقت آن‌طور که باید روایت نشده باشد؟ داستان آن شخص را برایمان تعریف می‌کنید؟

الهی نیا: بله، متأسفانه بسیاری از فداکاری‌ها روایت نشده باقی‌مانده‌اند. یکی از آن‌ها، خود مرحوم میرزا قلی آبانگاه بود. ایشان آرپی‌جی‌زن بود و در بسیاری از عملیات پیشتاز بود. یک‌بار که در مرخصی بود، من به‌جای او آرپی‌جی زدم. وقتی برگشت، با خنده گفت: «آفرین، حالا دیگر خودت یک آرپی‌جی‌زن تمام‌عیار شدی.» اما او خودش چه‌ها که نکشید. هیچ‌وقت از خودش تعریف نمی‌کرد. همیشه می‌گفت: «ما وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم و اجرش باخدا.» این‌گونه آدم‌ها، ستون‌های واقعی جبهه بودند که کمتر از آن‌ها گفته شده. من فقط یک نمونه کوچک از آن‌ها را می‌شناسم.

همدلی در سخت‌ترین شرایط

خبرنگار: آیا خاطره‌ای از یک رفتار ساده اما عمیقِ مردم، رزمندگان یا خانواده‌ها دارید که نشان دهد در سخت‌ترین شرایط، چگونه به یکدیگر کمک می‌کردند و کنار هم می‌ایستادند؟

الهی نیا: همان صحنه شربت دادن در فاو، خودش نمادی از همین همدلی بود. بچه‌ها در اوج گرما و زیر آتش دشمن، شربت درست می‌کردند تا هم‌رزمشان گرمایی نکند. یکی از آن‌ها می‌گفت: «شربت شهادت آوردن.» همه می‌خندیدند. صف طولانی شده بود. حتی در آن لحظه‌های آخر، همدیگر را تنها نگذاشتند.

 وقتی خمپاره آمد، اولین کاری که بچه‌ها کردند، کمک به مجروحان بود، نه فرار. این یعنی همدلی واقعی. خانواده‌ها هم در پشت‌جبهه، با فرستادن بسته‌های کوچک، نامه‌ها و دعاها، ما را تنها نگذاشتند. آن‌ها هم رزمنده بودند، اما در جبهه‌ای دیگر.

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

اتفاقی که هنوز تحت‌تأثیرم می‌کند

خبرنگار: در دوران جنگ، چه اتفاقی برای شما افتاد که سال‌ها گذشته اما هنوز هر وقت به آن فکر می‌کنید، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرید؟

الهی نیا: همان لحظه فرود خمپاره در فاو. هنوز صدای انفجار و فریاد بچه‌ها در گوشم است. آن روز، چند نفر از دوستانم شهید و مجروح شدند. یکی از آن‌ها، همان بچه‌ای بود که چند لحظه قبل با خنده می‌گفت «شربت شهادت آوردن.» هنوز چهره‌اش را به یاد دارم. هر وقت به آن لحظه فکر می‌کنم، دلم می‌لرزد. اما در همان حال، به این هم فکر می‌کنم که آن‌ها با افتخار رفتند و ما باید راهشان را ادامه دهیم.

پیام به جوانان ناامید امروز

خبرنگار: اگر امروز با جوانی روبه‌رو شوید که در شرایط سخت زندگی احساس ناامیدی می‌کند، از تجربه دوران دفاع مقدس چه چیزی به او می‌گویید؟

الهی نیا: به او می‌گویم: «ما در جبهه، گاهی در یک سنگر کوچک، با کمترین امکانات، روزها می‌جنگیدیم. اما هیچ‌وقت ناامید نشدیم. چون هدفمان روشن بود. تو هم اگر هدف داشته باشی، هیچ سختی نمی‌تواند تو را متوقف کند. ناامیدی، بزرگ‌ترین دشمن است. ما باایمان و توکل به خدا، بر همه سختی‌ها غلبه کردیم. تو هم می‌توانی. فقط خدا را فراموش نکن و به خودت باور داشته باش.»

رمز دوام در برابر سختی‌ها

خبرنگار: به نظر شما مهم‌ترین چیزی که مردم در دوران دفاع مقدس داشتند و باعث شد در برابر آن همه سختی دوام بیاورند، چه بود؛ و آیا می‌توان همان روحیه را در جامعه امروز دوباره زنده کرد؟

الهی نیا: مهم‌ترین چیز، ایمان و اخلاص بود. مردم ما باور داشتند که در راه خدا می‌جنگند و این باور، به آن‌ها قدرتی می‌داد که هیچ سلاحی نداشت. آن‌ها به هم اعتماد داشتند، به هم کمک می‌کردند و از هم نمی‌بریدند. بله، می‌توان همان روحیه را زنده کرد. به شرطی که به ارزش‌ها برگردیم، به هم اعتماد کنیم و به‌جای منیت، به فکر جمع باشیم. اگر همان اخلاص و همدلی را در زندگی امروز پیاده کنیم، می‌توانیم بر هر مشکلی غلبه کنیم.

انتخاب بین خود و دیگران

خبرنگار: آیا در دوران دفاع مقدس لحظه‌ای داشتید که مجبور شوید بین «خودتان» و «دیگران» یکی را انتخاب کنید؟ آن لحظه چه اتفاقی افتاد؟

الهی نیا: بله، در عملیات بارها پیش می‌آمد که باید انتخاب می‌کردی بین عقب‌نشینی و نجات خودت، یا ماندن و کمک به مجروحان. من هم در یکی از عملیات، وقتی یکی از بچه‌ها مجروح شده بود، عقب نرفتم و تا رسیدن کمک، کنارش ماندم. آن لحظه، ترس بود، اما عشق به هم‌رزمم بزرگ‌تر از ترس بود. ما یاد گرفته بودیم که «خود» را در «دیگران» ببینیم. این درس بزرگی بود که جبهه به ما داد.

تصویری از همدلی و مقاومت

خبرنگار: اگر بخواهید یک تصویر، یک صحنه یا یک‌لحظه از دفاع مقدس را به مردم امروز نشان دهید تا معنای واقعی «همدلی و مقاومت» را بفهمند، آن صحنه چیست؟

الهی نیا: همان صحنه شربت دادن در فاو. بچه‌ها زیر آفتاب سوزان، با لبخند شربت تعارف می‌کردند و می‌گفتند «شربت شهادت آوردن.» آن صحنه، ترکیبی از همدلی، شجاعت و ایثار بود. اگر مردم امروز آن را ببینند، می‌فهمند که همدلی یعنی چه. یعنی در سخت‌ترین شرایط، لبخند بزنی و به فکر دیگران باشی.

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

روایتی که نگاه به ایثار را تغییر می‌دهد

خبرنگار: چه روایت یا خاطره‌ای از شهدا، جانبازان یا رزمندگان هم‌نسل خود دارید که فکر می‌کنید اگر مردم امروز آن را بشنوند، نگاهشان به مفهوم ایثار و زندگی تغییر می‌کند؟

الهی نیا: روایت همان بچه‌هایی که در فاو شهید شدند. یکی از آن‌ها، پسر جوانی بود که تازه ازدواج کرده بود. او می‌گفت: «اگر شهید شدم، به همسرم بگویید که من برای ایران و اسلام رفتم.» چند دقیقه بعد، خمپاره آمد و او شهید شد. این یعنی ایثار. یعنی زندگی خود را فدای چیزی بزرگ‌تر کنی. اگر مردم امروز این را بشنوند، می‌فهمند که ایثار فقط یک کلمه نیست؛ یک زندگی است.

حفظ روحیه دفاع مقدس پس از جنگ

خبرنگار: بعد از پایان جنگ، کدام بخش از روحیه و فرهنگ دفاع مقدس را در زندگی خود حفظ کردید و هنوز هم به آن پایبند هستید؟

الهی نیا: سادگی و اخلاص. هنوز هم سعی می‌کنم مثل آن روزها زندگی کنم. به کم قانع باشم، به دیگران کمک کنم و هیچ‌وقت از یاد خدا غافل نشوم. آن روحیه، به من یاد داد که زندگی فقط در داشتن نیست، در بودن است. در خدمت‌کردن است. هنوز هم هر وقت مشکلی پیش می‌آید، به یاد آن روزها می‌افتم و می‌گویم: «اگر آن‌ها توانستند، من هم می‌توانم.»

آرپی‌جی‌زنی که جایزه‌اش تمام دنیا را برایش پُرکرد

 پیام یک روایت

خبرنگار: اگر قرار باشد از زندگی شما یک روایت کوتاه برای نسل امروز ساخته شود، دوست دارید مخاطب بعد از دیدن آن، با چه پیامی از پای روایت بلند شود؟

الهی نیا: دوست دارم مخاطب بعد از دیدن آن، با این پیام بلند شود که «هنوز هم می‌توان خالص بود، هنوز هم می‌توان برای دیگران جنگید، و هنوز هم می‌توان عاشق شهادت بود.» زندگی من پر از سختی بود، اما پر از عشق هم بود. اگر نسل امروز این را بفهمد، می‌فهمد که زندگی واقعی یعنی چه.

سخن پایانی

الهی نیا در پایان گفت: با یادآوری خاطرات آن روزها، همچنان بر همان اصول و ارزش‌ها پایبندیم و معتقدیم که راه شهدا، راهی است که باید ادامه یابد و نسل امروز نیز می‌تواند با همان روحیه، بر مشکلات غلبه کند از توجه شما به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و توجه به ثبت خاطرات رزمندگان بسیار ممنونم.

خبرنگار: تشکر از وقتی که در اختیار این رسانه قرار دادید انشاله موفق و موید باشید.

انتهای خبر/