کدخبر: ۹۰۱۴۶
۱۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۲۳
چاپ

کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل :

اخراج ذلت‌بار از ترس موشک‌های ایران و خشم‌مقاومت

کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل و سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا و مکزیک، ابعاد، پیامدها و اهداف پنهان سناریوهای آمریکا در عراق را تشریح کرد.

به گزارش خبرلنده،بیش از دو دهه از اشغال نظامی عراق در بهار سال ۲۰۰۳ می‌گذرد؛ رخدادی که ذیل وعده‌های فریبنده «دموکراسی‌سازی» و «خلع سلاح کشتار جمعی»، چیزی جز تخریب بنیادین زیرساخت‌های تمدنی، شهادت صدها هزار انسان بی‌گناه، متلاشی‌شدن میلیون‌ها خانواده و جا ماندن خیل کثیری از کودکان یتیم و بی‌سرپرست برای ملت مظلوم عراق به همراه نداشت.

محمدحسن قدیری ابیانه سفیر و دیپلمات پیشین کشورمان در گفت‌وگوی تفصیلی با پایگاه خبری صبح زاگرس، به واکاوی ریشه‌های خروج نظامیان آمریکایی از عراق و شیوه‌های نوین باج‌خواهی واشنگتن پرداخت و تصریح کرد: آنچه رخ داد نه خروج اختیاری، بلکه «اخراج ناگزیر» تحت ضربات سنگین جنبش‌های آزادی‌بخش و هراس از قرار گرفتن در تیررس دقیق موشک‌های جمهوری اسلامی ایران بود.

 وی با هشدار نسبت به تله حساب‌های بانکی نفت در آمریکا افزود: واشنگتن امروز با گروگان گرفتن پرداخت حقوق کارمندان عراقی، دولت این کشور را برای خلع سلاح نیروهای انقلابی تحت فشار گذاشته است؛ نقشه‌ای که پس از شکست فتنه داعش و خنثی‌شدن نقشه تجزیه عراق توسط مرجعیت دینی، آخرین تقلاهای دشمن برای مهار مقاومت و ممانعت از استقلال کامل عراق است.

قدیری ابیانه تصریح کرد: در گام بعدی، اتاق‌های فکر آمریکا با خلق پدیده تکفیری و تبهکارانه داعش، سناریوی تجزیه سرزمینی عراق و تجزیه هویتی جهان اسلام را دنبال کردند تا عراق را به مستعمره‌ای ابدی بدل سازند. با این وجود، عامل حیاتی که معادلات امپریالیستی را بر هم ریخت، نقش بی‌بدیل و پیش‌بینی‌نشده فتوای «مرجعیت عالی‌قدر دینی» در نجف اشرف بود. صدور فتوای تاریخی جهاد کفایی، موجی از جنبش‌های آزادی‌بخش و نیروهای انقلابی و مردمی را به صحنه آورد که توانست ماشین ترور دست‌ساخته واشنگتن را منهدم کرده و یکپارچگی ارضی عراق را صیانت کند.

فرار نظامی آمریکا، اخراجی برآمده از تیررس موشک‌های ایران بود

این کارشناس سیاسی با نقد خط تبلیغاتی غرب مبنی بر «عقب‌نشینی داوطلبانه» آمریکا اظهار داشت: خروج نظامیان آمریکایی از عراق را نباید یک تصمیم مدیریتی یا حسن‌نیت تلقی کرد؛ این رویداد در حقیقت یک اخراج واقعی بود. حضور نهضت‌ها و جنبش‌های آزادی‌بخش غیور در عراق و ضربات سنگین و پیاپی که به هیمنه نظامی آمریکا وارد آمد، کار را برای اشغالگران ناممکن ساخت.

وی ادامه داد: از سوی دیگر، تمام پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق به معنای دقیق کلمه در تیررس کامل و قطعی موشک‌های ایران قرار داشت. ارتش آمریکا نیک می‌دانست که در صورت هرگونه افزایش تنش و تشدید درگیری نظامی میان ایران و آمریکا، این پایگاه‌ها به جهنم سربازانشان تبدیل خواهند شد؛ بنابراین با خروج از عراق صرفاً خودشان را از خطرات عدیده پاسخ کوبنده ایران در سناریوهای بحرانی نجات دادند.

اسارت درآمدهای نفتی؛ اهرم باج‌خواهی و پرداخت حقوق

دیپلمات پیشین کشورمان با واکاوی چگونگی حفظ نفوذ واشنگتن در غیاب پوتین‌های نظامی گفت: آمریکا با تخلیه نیروهای رزمی، هرگز سلطه خود بر عراق را رها نکرد، بلکه آن را بر شاهرگ اقتصادی متمرکز ساخت. طبق سیستمی که تحمیل کرده‌اند، کلیه مبالغ و ارزهای ناشی از فروش نفت عراق باید به حسابی در بانک‌های آمریکا واریز شود. در نتیجه، دولت مرکزی عراق برای دریافت پول نقدِ متعلق به خود ناگزیر به تمکین و سر فرود آوردن در برابر شروط آمریکا است؛ چرا که واشنگتن با کوچک‌ترین نافرمانی، انتقال دلارها را مسدود می‌کند و بغداد حتی قادر نخواهد بود حقوق ماهانه پرسنل و کارمندان ادارات و نیروهای نظامی خود را پرداخت نماید.

 دخالت در حاکمیت ملی و پروژه شوم خلع سلاح نیروهای مقاومت

وی با تأکید بر اینکه اهرم مالی به ابزاری برای مداخله در ارکان تصمیم‌گیری عراق بدل شده، تصریح کرد: همین ابزار گروگان‌گیری مالی سبب شد که آمریکا در سال‌های اخیر حتی در روند تعیین نخست‌وزیر و چینش معادلات سیاسی عراق نقش‌آفرینی مستقیم کند. اما خطرناک‌ترین صحنه امروز رقم خورده است: حال به خواسته مستقیم آمریکایی‌ها، دولت عراق در صدد برآمده است تا نیروهای انقلابی را خلع سلاح کند. آمریکا این باج‌خواهی را به شاهرگ معیشتی گره زده است، اما امیدوارم و معتقدم که هرگز در این مسیر شوم و تضعیف جریان‌های انقلابی موفق نخواهند شد.

فتنه داعش، فتوای تاریخ‌ساز مرجعیت و شکست نقشه تجزیه

قدیری‌ابیانه با بازخوانی اهداف کلان جبهه استکبار در مقطع ظهور تروریسم تکفیری یادآور شد: هدف غایی آمریکا از همان ابتدا تجزیه تمام‌عیار عراق، قطعه‌قطعه کردن این خاک و تحمیل سلطه مطلق بود. واقعیت تاریخ معاصر این است که داعش محصول مستقیم برنامه‌ریزی آمریکا برای تحقق این تجزیه بود. اما آنچه در محاسبات مادی و اطلاعاتی پنتاگون پیش‌بینی نشده بود، نقش سرنوشت‌ساز و تاریخی مرجعیت عالی دینی عراق در هدایت و ساماندهی امواج خروشان مبارزات مردمی بود در واقع فتوای تاریخی جهاد، تمام رشته‌های بافته‌شده دشمن را پنبه کرد و توطئه داعش و تجزیه را بر باد داد.

سم مهلک قانون اساسی برمر؛ ریشه اختلاف ابدی میان اقوام و مذاهب

سفیر پیشین کشورمان در ادامه به بذر تفرقه‌ای که در نخستین سال‌های اشغال کاشته شد اشاره کرد و افزود: اولین حاکم آمریکایی در عراق یعنی پل برمر، قانون اساسی این کشور را عامدانه و هوشمندانه به شیوه‌ای نگاشت و پی‌ریزی کرد که شکاف و اختلاف دائم میان کردها، اهل سنت و شیعیان نهادینه شود. آنها ساختاری تعبیه کردند که همواره آتش تفرقه شعله‌ور بماند تا یک حکومت منسجم و مستقل توان بهره‌گیری از ظرفیت‌های ملی را نداشته باشد.

کارنامه سیاه اشغالگری و فقر گزاف در کنار ثروت سرشار نفت

قدیری‌ابیانه در پایان، کارنامه حضور غرب در عراق را یک فاجعه تمام‌عیار انسانی و اقتصادی خواند و خاطرنشان کرد: در دوران طولانی اشغالگری، شمار بسیار زیادی از مردم شریف عراق به خاک و خون کشیده شده و به شهادت رسیدند؛ خانواده‌های کثیری متلاشی شدند و سیل عظیمی از کودکان یتیم و بدون سرپرست بر جای ماند. از نظر اقتصادی نیز یک پارادوکس دردناک حاکم است: مردم عراق در کشوری زندگی می‌کنند که نسبت میزان صادرات نفت آن به جمعیتش حتی چند برابر ایرانیان است و این کشور درآمدهای ارزی سرشاری دارد، با این حال به دلیل ساختار استعماری تحمیل‌شده، فساد ناشی از اشغالگری و قفل‌شدن ثروت‌ها در چنگال بانک‌های آمریکا، فقر و محرومیت در این کشور بیداد می‌کند.

انتهای خبر/