گزارش ویژه؛
کلاس درس و جبهه؛ دو میدان معلم لندهای
به بهانه سالها خدمت صادقانه در عرصه تعلیموتربیت، با علی معصوم جو، از فرهنگیان برجسته شهرستان لنده، به گفتوگو نشستیم. او معلمی را نهفقط شغل، بلکه عشقی میداند که با جان دانشآموزان گرهخورده است.
به گزارش خبر لنده به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «صبح زاگرس»،به بهانه سالها خدمت صادقانه در عرصه تعلیموتربیت، با علی معصوم جو، از فرهنگیان برجسته شهرستان لنده، به گفتوگو نشستیم. او معلمی را نهفقط شغل، بلکه عشقی میداند که با جان دانشآموزان گرهخورده است. آنچه میخوانید، روایت صمیمانه او از سالها بودن در کلاس درس است.
علی معصوم جو، معلم فداکار و بسیجی، با بیش از دو دهه سابقه در آموزشوپرورش، همزمان در عرصه تعلیموتربیت و دفاع از امنیت و آرمانهای انقلاب اسلامی حضوری فعال داشته است.
صبح زاگرس: آقای معصوم جو، کمی از خودتان بگویید. متولد چه سالی هستید و چه شد که به معلمی روی آوردید؟
معصوم جو: من علی معصوم جو، متولد ۱۳۵۹ هستم. بیش از ۲۱ سال است که در حوزه تعلیموتربیت افتخار خدمت دارم. از همان ابتدا عشق به آموزش و کودکان این سرزمین مرا به این حرفه کشاند.
صبح زاگرس:در کنار معلمی، در عرصه دفاع از امنیت و آرمانهای انقلاب هم حضور داشتهاید. از آن روزها بگویید.
معصوم جو: بله، در کنار تعلیموتربیت، توفیق داشتم در سنگر دفاع از امنیت و آرمانهای انقلاب اسلامی نیز حاضر باشم. در جنگ تحمیلی و در سالهای دفاع از مرزها، بیش از شش بار در مرز شلمچه و آبادان حضور یافتم تا از ارزشهای انقلاب و امنیت ایران اسلامی پاسداری کنم. این حضور برای من افتخاری بزرگ بود.
صبح زاگرس: در حوزه آموزشوپرورش چه مسئولیتهایی داشتهاید؟
معصوم جو: سه سال راهبر آموزشی مدارس روستایی بودم، شش سال مدیر مدرسه مستقل شهر لنده. در سال ۱۴۰۰ نیز بهعنوان مدیر نمونه شهرستان لنده انتخاب شدم. هماکنون مدیر آموزگار دبستان روستای شیتاب در بخش موگرمون هستم و به دانشآموزان روستا خدمت میکنم.
صبح زاگرس: چه چیزی در آموزش برای شما لذتبخشتر است؟
معصوم جو: لذت آموزش در هیچ کجای دنیا نیست، چون آموزش یعنی آموختن و یاددادن. وقتی میبینم دانشآموزی چیزی یاد میگیرد و رشد میکند، احساس میکنم به رسالت انسانی و اسلامی خود عمل کردهام.
صبح زاگرس: پیام شما به دیگر معلمان و جوانان چیست؟
معصوم جو: معلمی شغل نیست، عشق است. اگر عشق به تعلیموتربیت و عشق به ایران اسلامی در دل داشته باشیم، میتوانیم هم در کلاس درس و هم در سنگر دفاع از میهن، سربلند باشیم.
صبح زاگرس: چه شد که در ابتدای مسیر زندگی، معلمی را انتخاب کردید؟ آیا از همان ابتدا به این حرفه علاقه داشتید یا در مسیر زندگی به آن دل بستید؟
راستش را بخواهید، در آغاز بیشتر به معلمی به چشم یک حرفه معتبر و امن نگاه میکردم. اما کمکم، وقتی با بچهها و کلاس درس آشنا شدم، فهمیدم اینجا جای دیگری است. علاقهام در همان روزهای اول شکل گرفت و بعدها عمیقتر شد. من در مسیر زندگی به معلمی دل بستم، نهفقط در ابتدا.
صبح زاگرس: اگر به روزهای نخست ورودتان به کلاس برگردید، اولین تصویری که از آن روزها در ذهنتان زنده میشود چیست؟ چه احساسی داشتید؟
اولین تصویر، بوی گچ و دفتر نو و نگاه کنجکاو بچههاست. پشت تختهسیاه ایستاده بودم و دستهایم کمی میلرزید. هم ترس داشتم، هم شوق. احساس میکردم مسئولیتی بزرگ روی دوشم گذاشته شده است.
صبح زاگرس: بعد از سالها تدریس، هنوز چه چیزی در مدرسه و کلاس برای شما تازگی و جذابیت دارد؟
چشمهای دانشآموزان. هر سال بچهها عوض میشوند، سؤالهایشان عوض میشود و دنیایشان تازه است. همین تازگی باعث میشود من هم هر روز چیزی برای یادگرفتن داشته باشم. کلاس برای من هیچوقت تکراری نمیشود.
صبح زاگرس: برای شما «معلم بودن» چه معنایی فراتر از یک شغل دارد؟ چه چیزی این حرفه را برایتان متفاوت کرده است؟
معلم بودن یعنی بذرکاری در وجود انسانها. در هیچ شغلی این اندازه با جان و فکر آدمها سروکار نداری. معلم فقط درس نمیدهد؛ امید میکارد، اعتماد میسازد و مسیر زندگی را تغییر میدهد. همین است که این حرفه را برای من متفاوت کرده است.
صبح زاگرس: چه لحظهای در کلاس باعث میشود با خودتان بگویید «برای همین لحظه معلم شدهام»؟
وقتی دانشآموزی بعد از چند بار تلاش، بالاخره مطلبی را میفهمد و چشمهایش برق میزند. همان لحظه کافی است تا همه خستگیام از یاد برود. با خودم میگویم برای همین لحظه معلم شدهام.
صبح زاگرس: آیا تا امروز دانشآموزی داشتهاید که رفتار، موفقیت یا تغییر مسیر زندگی او، تأثیر عمیقی بر شما گذاشته باشد؟ از آن خاطره بگویید.
بله. دانشآموزی داشتم که بسیار کمحرف و گوشهگیر بود. کمکم با تشویق و مسئولیت دادن به او، اعتماد به نفسش رشد کرد. سالها بعد او را دیدم که در دانشگاه قبول شده بود. گفت: «شما به من یاد دادید که میتوانم.» این جمله هنوز در گوشم است.
صبح زاگرس: شیرینترین و ماندگارترین خاطرهای که از سالهای حضور در مدرسه دارید چیست؟ خاطرهای که هنوز با یادآوری آن لبخند میزنید.
روز معلم در یکی از سالهای اول تدریسم. بچهها با دستههای گل وحشی و نامههای دستنویس کوچک به کلاس آمدند. یکیشان نوشته بود: «آقا، شما مثل پدر ما هستید.» هنوز هم وقتی آن نامه را به یاد میآورم، لبخند میزنم.
صبح زاگرس: آیا خاطرهای دارید که یک دانشآموز با حرف یا رفتار خود، نگاه شما را نسبت به معلمی تغییر داده باشد؟
بله. یکبار دانشآموزی پرسید: «چرا نمره از فهمیدن مهمتر شده؟» این سؤال مثل تیری به ذهنم نشست. از آن روز فهمیدم معلمی فقط انتقال کتاب نیست؛ باید حواسم باشد که بچهها عمیقتر از نمره فکر کنند.
صبح زاگرس: وقتی دانشآموزی را میبینید که از یادگیری لذت میبرد، چه احساسی پیدا میکنید؟ این لحظه برای شما چه ارزشی دارد؟
احساس میکنم کارم ثمربخش بوده است. لذت یادگیری در دانشآموز، بزرگترین پاداش برای معلم است. این لحظه به من ارزش و انگیزه میدهد که باز هم ادامه بدهم.
صبح زاگرس: به نظر شما چگونه میتوان در دانشآموز «شوق دانستن» ایجاد کرد؟ شما در کلاس برای زنده نگهداشتن این شوق چه تجربهای داشتهاید؟
با پرسشهای واقعی، ارتباط درس با زندگی، احترام به سؤالهای بچهها و داستانگویی. من گاهی درس را با تجربههای روزمره پیوند میزدم. وقتی بچهها ببینند درس در زندگیشان کاربرد دارد، شوق دانستن در آنها زنده میشود.
صبح زاگرس: در طول سالهای تدریس، آیا خودتان نیز از دانشآموزان چیزی آموختهاید؟ از تجربهای مشخص بگویید.
بله، خیلی چیزها. یکبار دانشآموزی با صبر و آرامش به من یاد داد که همیشه لازم نیست با صدای بلند حرف بزنم. او با رفتارش به من آموخت که گاهی سکوت و مهربانی بیشتر اثر دارد.
سالها بعد، یکی از دانشآموزانم که حالا خودش معلم شده بود، به من گفت: «من بهخاطر شما معلم شدم.» آن لحظه فهمیدم آموزش فقط در کلاس نمیماند؛ میتواند تا نسل بعد ادامه پیدا کند.
صبح زاگرس: به نظر شما یک معلم چگونه میتواند علاوه بر آموزش کتاب، در رشد فکری و شخصیت دانشآموزان نقش داشته باشد؟
با الگو بودن. دانشآموز بیشتر از حرف، رفتار ما را میبیند. معلم باید اهل گفتوگو، عدالت، احترام و مسئولیتپذیری باشد. اگر اینها را در عمل نشان دهد، در شخصیت دانشآموز اثر میگذارد.
صبح زاگرس: اگر بخواهید یک ویژگی را نام ببرید که بیش از همه به ماندگاری یک معلم در ذهن دانشآموزان کمک میکند، آن ویژگی چیست؟ چرا؟
احترام و عدالت. معلمی که همه بچهها را برابر ببیند و به آنها احترام بگذارد، همیشه در ذهنشان میماند. دانشآموز بیعدالتی را زودتر از هر چیز دیگری میفهمد.
صبح زاگرس: در سالهایی که از تدریس شما گذشته، چه تجربهای بیش از همه انگیزهتان را برای ماندن در کلاس و ادامهدادن این مسیر حفظ کرده است؟
دیدن رشد بچهها. وقتی میبینم دانشآموزی که روز اول هیچ نمیدانست، امروز با اعتمادبهنفس حرف میزند، انگیزهام چندبرابر میشود. همین رشد، مرا در کلاس نگه داشته است.
صبح زاگرس: آیا پیشآمده که خستگی یا سختی یک روز کاری، با دیدن یک دانشآموز یا اتفاقی در کلاس کاملاً فراموش شود؟ چه اتفاقی افتاد؟
بله، زیاد. یک روز خیلی خسته وارد کلاس شدم. دانشآموزی کارت کوچکی به من داد که روی آن نوشته بود: «آقا، خسته نباشید.» همان جمله کوتاه تمام خستگیام را از بین برد.
صبح زاگرس: وقتی دانشآموزان قدیمی خود را پس از سالها میبینید، چه احساسی دارید؟ کدام جمله یا رفتار آنها برایتان ماندگارتر است؟
احساس افتخار و دلتنگی. جملهای که بیشتر از همه شنیدهام این است: «هنوز درسهای شما یادم است.» این جمله نشان میدهد که کار معلم ماندگار است.
صبح زاگرس: اگر قرار باشد از میان تمام سالهای معلمی فقط یک روز، یک کلاس یا یک دانشآموز را بهعنوان خاطره ماندگار انتخاب کنید، کدام را انتخاب میکنید و چرا؟
روز آخر سال تحصیلی یکی از کلاسهایم را انتخاب میکنم. آن روز بچهها دورم جمع شدند و از سالی که با هم گذراندیم حرف زدیم. حس کردم یک خانواده بودهایم. آن روز برای من خلاصه تمام معلمیام بود.
صبح زاگرس: امروز که سالها از آغاز مسیر معلمیتان گذشته، اگر دوباره فرصت انتخاب داشته باشید، باز هم معلمی را انتخاب میکنید؟ چه چیزی شما را به این انتخاب میرساند؟
بله، باز هم معلمی را انتخاب میکنم. چون هیچ شغلی بهاندازه معلمی به من آرامش و معنا نداده است. محبت بچهها و دیدن رشدشان، بهترین دلیل برای این انتخاب است.
صبح زاگرس: اگر بخواهید یک جمله به معلم جوانی بگویید که تازه قدم به کلاس گذاشته و میخواهد سالها باانگیزه ادامه دهد، چه میگویید؟
به او میگویم: «با عشق وارد کلاس شو، اما صبور باش. هر دانشآموز یک دنیای تازه است؛ اگر امروز بذری بکاری، سالها بعد درختش را میبینی.»
صبح زاگرس: از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزاریم.
علی معصوم جو: من هم از شما ممنونم. امیدوارم همیشه نام معلم و کلاس درس، در جامعه ما بلند و ماندگار بماند.
انتهای خبر/
پربیننده ترین
- ● جاماندگان اربعین لنده، مشق عشق کردند
- ● سرقت مسلحانه احشام در آبزالو موگرمون
- ● ابلاغ رسمی شهادت شهید محمدخسروینسب در لنده
- ● حادثهرانندگی در لنده یک فوتی به همراه داشت
- ● چهلم رهبرشهید؛ میثاق شبانه مردملنده با ولایت
- ● پیمان دولتمردان لنده با شهدا برای خدمت
- ● تجدید بیعت مردم لنده با رهبر انقلاب
- ● راهاندازی اولین روستای خورشیدی استان در لنده
- ● حماسهمردان میدان، همنوا با آیات وحی در لنده
- ● لنده در شب ۱۷۱، یکصدا با انقلاب
- ● سرپرست جدید مرکز سلامت لنده منصوب شد
- ● پیگیری مشکلات مردمی در میز خدمت در لنده
- ● بیرقهای سرخ خونخواهی در لنده برافراشته شد
- ● اقتدار بسیجیان لنده در رژه دفاع مقدس
- ● جمعآوری یک دفتر پرداخت وام غیرمجاز در لنده
آخرین اخبار
- * کلاس درس و جبهه؛ دو میدان معلم لندهای
- * میدان انقلاب لنده میزبان یادواره امام امت
- * عشایر لنده چشمانتظار اعتبارات ملی
- * مدیر جدید اداره صمت کهگیلویه منصوب شد +تصویر
- * ۲۰ خودرو و تجهیزات آتشنشانی به کهگیلویه و بویراحمد اختصاص یافت
- * شهردار لنده فرارسیدن روز آتشنشان و ایمنی را تبریک گفت
- * توزیع واکسن آنفلوانزا در کهگیلویه و بویراحمد آغاز شد
- * اقتدار ایران در گرو پاسداشت شهیدان است
- * بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرتاوّل جهان است
- * آرپیجیزنی که جایزهاش تمام دنیا را برایش پُرکرد
- * رگبار و تندباد در راه ۹ منطقه کهگیلویه و بویراحمد
- * کسب مقام سوم توسط شهرستان لنده در مسابقه میدان یار استان کهگیلویه وبویراحمد
- * اختتامیه پرشور رویداد ملی «میدانیار» در کهگیلویهوبویراحمد+ تصاویر
- * تولید ماهیان سردآبی کهگیلویه و بویراحمد ۳۰ هزار تنی میشود
- * میدان انقلاب لنده میزبان حضور جانانه مردم





