یادداشت؛
مرثیه داغ جوانان لنده
داغ چند جوان رعنا و عزیز، این روزها لنده را به عزای بیپایان نشانده است؛ مهرشاد علیدادی، ابوالفضل محبوبی، فخرالدین محمدی، صادق محمدی، امیررضا علیزاده، معصومه پرتو، احمد بدری، عمار پایانی و دیگرانی که نامشان در اشک و آه مادران و پدران تکرار میشود. غمی که از واژهها بزرگتر است و زخمی که بر دل این دیار، جاودانه باقی خواهد ماند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خبرلنده، فتاح بدری در یادداشتی نوشت:لنده این روزها، صدای شادی ندارد… صدای کوچهها عوض شده، نسیم، بوی خاک نمخوردهی گورستان را میآورد و از میان هر خانه، صدای “وای جوانم” میپیچد.
ای کاش کسی میدانست غم جوان یعنی چه… غم جوان یعنی بغضی که در گلوی پدری میماند و هرگز راه گریه پیدا نمیکند؛ یعنی تکیهگاه پدر، شانههایی که دیگر نیستند. پدر، مردی که عمری در باد و باران ایستاد، حالا از شدت داغ، قامتش خم شده، نگاهش خیره به جایی که عزیزش خوابیده… گاهی زیر لب میگوید: «پسرم! دخترم! چرا رفتی؟» و میداند هیچ صدایی از آن سوی خاک نخواهد آمد.
مادر… آه مادر! داغ جوان برای مادر یعنی بریدن ریشهی جان. یعنی دستی که هر شب بالش فرزندش را مرتب میکرد، حالا روی سنگ سرد قبرش نوازش میکند.
مادرانی که صدای خنده مهرشاد علیدادی را، نفسهای ابوالفضل محبوبی را، چشمهای فخرالدین محمدی را، نگاه صادق محمدی را، قد رشید امیررضا علیزاده را، چهرهی آرام معصومه پرتو را، متانت احمد بدری را، چشمهای جوان عمار پایانی را، حضور آرام پیمان معنوی را، و هنر خاموششدهی شهاب فتحی را در ذهن میچرخانند و میچرخانند… و سختتر آنکه احمد و عمار نه پدر دارند و نه مادر، بلکه فرزندان دختر و پسر دارند؛ فرزندانی که هنوز به امید بازگشت پدر، چشم به راه در ماندهاند.
و هنوز هم نامهایی هستند که در این لحظه بر زبان نمیآید اما در دل لنده، در دل خاک، تازه و زخمیاند: و… جوانانی که رفتند و نامشان با اشک و آه در گوشهی هر خانه زمزمه میشود.
اندوه جوان رفتن، قلم را میشکند. چه بگویم از خانوادههایی که چراغ خانهشان خاموش شد، از آیینههایی که دیگر چهرهی عزیزشان را نمیبینند، از خواهرانی که برادرشان را با گوشهی روسریشان خاک گرفتند، از برادرانی که برای آخرین بار، پیشانی عزیزشان را بوسیدند و فهمیدند دیگر این پیشانی گرم نخواهد شد.
این روزها لنده فقط عزادار نیست… لنده زخمی است که هیچ وقت خوب نمیشود. هر کوچهاش یک قصه گریه است، هر دیوارش یک شاهد خاموش، و هر دلش یک قبر بیسنگ.
ای جوانان پرپر شده، نامتان جاودان باد؛ و ای مادران و پدران داغدار، اشکتان آسمان را میسوزاند…
انتهای خبر
پربیننده ترین
- ● شهید خالقینژاد؛ الگوی جوان مؤمن و متعهد+تصاویر
- ● اینجا لنده، عهد با امام شهید
- ● در شب فینال پارک لنده استادیوم فوتبال شد
- ● جهادگران لندهای سفرهای به وسعت کرامت گستراندند
- ● مسجد جمکران آماده استقبال از پیکر امام شهید
- ● یکصد و چهلمین شب «بعثت مردمی» در لنده
- ● شلمچه، میعادگاه خادمان بابالحوائج لنده
- ● یکصد وسیوچهارمین اجتماع مردمی «بعثت» در لنده
- ● شب ۱۴۲ لنده؛ طنین مرگ بر آمریکا
- ● لنده در سوگ امام خویش حماسه آفرید
- ● یکصد و سیوسومین شب بعثت مردمی در لنده
- ● مردم لنده در شب ۱۴۱ همچنان کف خیابان
- ● ۱۳۶ شب حماسه و مقاومت مردم لنده
- ● بعثت مردمی لنده در شبهای اقتدار
- ● جاماندگان اربعین لنده، مشق عشق کردند
آخرین اخبار
- * جاماندگان اربعین لنده، مشق عشق کردند
- * حماسه شبهای اقتدار در لنده
- * برپایی۱۲موکب برای زائرین وجاماندگان اربعین در مسیر امام زاده عمادالدین ولی(ع) روستای مونه
- * سهم ۱۹۰۰ میلیاردریالی لنده از اعتبارات استانی
- * جمعآوری یک دفتر پرداخت وام غیرمجاز در لنده
- * گودال مرگ بدون حفاظ در پیادهروهای لنده
- * لنده؛ حماسهای به وسعت اربعین و انقلاب
- * قرارعاشقی موکبداران لندهای در مرز شلمچه
- * یکصدو پنجاه و چهار شب حماسه در لنده
- * دیوار میلیاردی لنده با یک باد فرو ریخت
- * فوران ناگهانی چشمه در خیابان سادات لنده
- * واکنش شهروندان لندهای به اقدام قاطع قوهقضائیه
- * یکصد و پنجاه و یکمین شب حماسه لنده
- * مردم لنده در شب یکصد و پنجاهمین خونخواهی
- * لنده؛ نگین برنجکاری کهگیلویهوبویراحمد در دل رودخانههای خروشان