کدخبر: ۸۴۴۲۰
۰۵ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۴۶
چاپ

یه قدم مانده به صبح

انتقاد تند و صریح از برخورد دوگانه با مسئولان متخلف/قدردانی از امینت حاکم در شهرستان لنده+تصاویر

حماسه را دلیری و دلاوری، شجاعت، شوق، غیرت، قدرت، نیرومندی، تعصب و هواخواهی تعریف می‌کنند و آرشیو ملت ما پر است از حماسه‌های گوناگون صحنه‌های جنگ تا هنر و ورزش و ...

به گزارش خبرلنده، یاسین اسکندری  از نخبگان شهرستان لنده در یادداشتی به خلق حماسه ها و رشادت ها به خصوص بازی ایران در سارانسک پرداخت و نوشت:

ایرانی جماعت حماسه را می‌فهمد و با فرهنگش عجین شده. شوق رسیدن به یک هدف و آرمان و مبارزه‌ای دلیرانه برای اعتلا و وصال به آن، با غیرت و شجاعت.

حماسه‌ای فراگیر با اثرگذاری و دامنه‌ای گسترده یا یک تلاش قدرتمندانه برای پیروزی در حجم کوچک. مهم آن دلیری و شوق و مبارزه برای رسیدن به هدف است.

فوتبال به‌عنوان یک پدیده، امروزه خود را در ابعاد گوناگون صنعتی، علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی جا انداخته است. صنعتی مدرن با کارکردی فراتر و متفاوت‌تر از شکل ظاهری خود. زبان مشترکی است برای درهم شکستن نژادها و قومیت‌ها. مبارزه را می‌آموزد و امید را. هدفمند زیستن و تلاش کردن را به نمایش می‌گذارد. ورزشی است جمعی که شجاعت و ترس، شادی و غم، جوانمردی و مکر، تلاش و خستگی همه در آن تجمیع شده است.

تأثیرات فرهنگی و اجتماعی و هیجانات ناشی از فوتبال بر کسی پوشیده نیست و تلخی شکست‌ها و شیرینی پیروزی‌ها و حماسه‌ها خاطرات مشترک خیلی‌ها شده است و نقل محافلمان هرچند کوتاه.

جام جهانی فوتبال به‌عنوان بزرگ‌ترین جشن و دورهمی فوتبالی ملت‌ها، گامی است برای دهکده‌ی جهانی! و فارغ از ظاهر آن‌که تلاش برای پیروزی در یک مسابقه است، نمایشی است از فرهنگ‌های مختلف، موزه‌ای است از اقوامی که دورهم جمع می‌شوند و تا حدودی بروز ساختارهای اجتماعی حاکم بر جوامع.

در سراسر جهان اغلب کشورها هزینه و تلاش می‌کنند و آموزش می‌دهند تا گلچینی از بهترین بازیکنان خود را برای یک تیم یازده نفره انتخاب، سپس آماده و به عرصه‌ی مبارزات بین‌المللی روانه زمین فوتبال نمایند. مسابقات به‌صورت نبرد بین کشورها آغاز می‌شود تا برترین‌ها به جام جهانی راه یابند. نبردهایی بدون توپ و تانک و خونریزی اما گاه با حس‌های مبارزه‌ای انتقام جویانه و فریاد زدن‌های سیاسی در پوشش فوتبال و با عبور یک توپ گرد از خط دروازه حریف.

در این نبرد ملل، دیگر توپ و تانک سلاح نیست و توپ گرد و توان و تکنیک انسان‌ها ایفای نقش می‌کند و پیروزی را رقم می‌زند.

کشور ما نیز به‌عنوان یکی از صعود یافتگان به این عرصه‌ی بین‌المللی راهی روسیه شده است. در میان همه‌ی نداشته‌ها و تحریم‌ها کارش را آغاز کرد و حماسه‌سرایی‌ها شروع شد. با یک زبان مشترک و برای یک هدف مشترک به نام فوتبال. این بار فوتبال محور وحدت اقوام و اقشار مختلف کشور شده هرچند کوتاه برای دو و یا سه هفته.

اما خوب می‌دانیم که قرار نیست با پیروزی در این مسابقات گرانی حل شود و بحرانی حل گردد. قرار نیست پیروزی در زمینه‌ی فوتبال سقفی برای خانواده‌ای و یا نانی در دستان پدری شرمسار از روی فرزندانش بگذارد. قرار نیست با چند مسابقه‌ی خوب فوتبالی همه‌ی غم‌ها و نداشته‌ها و بیکاری حل گردد؛ اما می‌تواند کمی مرهم باشد و هیجان و نشاط اجتماعی مرور گردد تا در ذهن‌های خسته‌ و درگیرمادیات و تجملات نمیرد.

قرار نیست بار کم‌کاری‌های اقتصادی و تجاری کشور را فوتبال به‌تنهایی به دوش کشد و حل کند و تحریم‌ها را لغو؛ اما می‌تواند بیاموزد که در میان همه‌ی خستگی‌ها و روزمرگی‌ها و نداشتن‌ها می‌توان خندید حتی برای یک‌لحظه خوشحالی ناشی از یک گل!

این مسابقات فوتبال می‌توانست نشان دهد که فراتر از ماشین و خانه و گوشی همراه و لباس‌های فاخر و فضای تنهایی و انزوا، دورهمی ها و وحدت وصله‌ی رحم و باهم دیدن و باهم شاد بودن چیز دیگری است که با پول خریدنی نیست.

این بار فوتبال و فوتبالیست‌های ملی مأموریتی فراتر از تکنیک و گل زدن و گل نخوردن داشته‌اند. مأموریتی فراتر از ظاهر فوتبال و این بار برای اجتماع؛ برای شادی یک ملت؛ برای وحدت و همبستگی؛ برای نمایش امیدواری و استقامت و مبارزه؛ برای حماسه‌آفرینی این بار از جنس فوتبال مثل مسابقه‌ی شهر ملبورن که هنوز از آن به‌عنوان حماسه‌ی ملبورن یاد می‌شود.

فوتبالی که در کشور عزیزمان همیشه برای طرفدارانش با ریخت‌وپاش‌های مالی و دلالان سودجو و بداخلاقی‌های عواملش نقد می‌شد این بار یک قدم جلوتر رفته و جلوه‌ای گردید از اتحاد و تلاش و خواست جمعی یک ملت برای هدفی واحد.

نمایشی شده از خواست جمعی یک ملت برای اعتلای واژه‌ی ملت. اعتلای وحدت ملتی که درصحنه‌های مبارزه و جنگ، هنر و مراسمات ملی و مذهبی به جهانیان عرصه می‌شد.

با آغاز جام جهانی مأموریت تیم فوتبالمان شروع گردید. مأموریت نمایشِ ما می‌توانیم. مأموریت برای مرور غیرت، نترسیدن، جنگیدن، وحدت، توان، عزت و غرور ایرانی.

180 دقیقه مقاومت در دو مسابقه‌ی اول تیم ملی نشان داد که آری می‌توان بالا رفت به شرطی که خود را باور کنیم و بخواهیم، حتی اگر حریف قوی‌تر و نام و نشانش جذاب‌تر باشد. وحدت و تلاش یازده نفر در زمین مسابقه همراه با دعا و توسل و همبستگی هشتاد میلیون ایرانی بیرون از زمین.

بالأخره چهارم تیرماه رسید و شاید این بار حماسه‌ای فوتبالی در شهر سارانسک روسیه برای شادی و نشاط همگانی شکل گیرد. انتظار برای یک مبارزه و پیروزی.

اگر شب چهارم تیر را صرفاً یک تفریح و دورهمی خانوادگی و دوستانه تعریف کنیم برای همه در یک‌چیز مشترک بود. فارغ از تفاوت تلویزیون‌ها و پذیرایی‌ها و کیفیت سقف‌ها هدف مشترک بود. اختلافات درهم شکسته و برای چندساعتی به فراموشی سپرده شدند و عامل شادی همه در یک‌چیز مشترک می‌شود. تماشای مسابقات فوتبال برای خیلی‌ها در باهم دیدن آن است. در کنار هم بودن آن. کمتر پیش می‌آید وقتی برای یک مسابقه فوتبال دورهم جمع می‌شویم همگی طرفدار یک تیم باشیم؛ اما این بار همگی برای حمایت و تماشای یک تیم دورهم جمع شدیم. فوتبالی که معمولاً جوانان و نوجوانان و عموماً پسرها را به تماشای خود وادار می‌کرد و اغلب تفریح این قشر بوده است این بار خانوادگی گردید و سن و سال نمی‌شناخت و خیلی‌ها دوست داشتند آن را خانوادگی ببینند و گاهاً در کنار فامیل و بزرگان همراه با یک شام و تجمع چند خانواده. بهانه‌ای شده برای یک دیدوبازدید. یک صله‌ی رحم ساده برای تجربه‌ی یک شادی مشترک. برای یک خاطره‌ی مشترک.

شب مسابقه فوتبال ایران با پرتغال، شب یلدایی بود برای دورهم جمع شدن‌هایمان. اگر حماسه‌ای در زمین مسابقه می‌شد درازترین شب سال می‌شد. نوروز را که با شروع، نوشدن و فراموشی گذشته می‌شناسیم آن شب اگر با صعود همراه می‌شد نوروز فوتبال کشورمان می‌شد و آغاز نویی بر مسیر فوتبال.

اغلب آن شب را برای باهم دیدن می‌خواستند. باهم رفتن را. باهم شاد بودن و باهم خوشحالی کردن را و اگر شود جشن گرفتن جمعی یک حماسه‌ی فوتبالی را.

تخمه و میوه و چای تدارک دیده‌شده بود و شهر خلوت‌تر از همیشه. چه در کنار دوستان و یا در کنار خانواده، چه در سینما و یا در نمایش عمومی پارک‌ها، چه در محل کار و یا خوابگاه‌های دانشجویی تلویزیون کاربردی‌ترین وسیله‌ی آن ساعات بود و همه را مجذوب خودکرده بود.

بازی خوب شروع شد و هرلحظه امیدوارتر می‌شدیم. شجاعت یازده نفر در زمین مسابقه و شورونشاط میلیون‌ها نفر در بیرون از زمین همراه با گام‌های بازیکنان. ما هشتاد میلیون ایرانی بودیم که دریبل می‌زدیم، جلو می‌رفتیم و سر می‌زدیم و پاس می‌دادیم. این توسل و شجاعت هشتاد میلیون ایرانی بود که در دستان بیرانوند نمود پیدا کرد و آن پنالتی را گرفت. توسلات ما هشتاد ایرانی پشت ضربه‌ی پنالتی ایستاد و ساق پاهای کریم را یاری رساند. با یک گل هم که دریافت کردیم باز امیدوار ماندیم و احسنت گفتیم؛ چون به چیزی فراتر از گل زدن و بردن اعتقاد داشتیم. ما به دنبال نشاط و وحدت بودیم. به دنبال مبارزه و باهم تلاش کردن. کمبودهایمان را می‌دانستیم ولی خود را باور داشتیم که می‌توانیم حتی با دستان خالی.

بازی مساوی شد اما این نتیجه فقط چند قدم از یک حماسه کم داشت. چند قدم ناشی از کم تجربگی و درسی برای فرداهایمان.

در پایان شاید صعود نکرده باشم و حماسه‌ی صعود تیم فوتبالمان شکل نگرفته باشد اما یک حماسه‌ی اجتماعی نمایش دادیم و شریک شدن در احساسات همدیگر را تمرین کردیم. در گروهمان سوم شدیم اما برای وحدت و همبستگی برتر شدیم. بازی مساوی شد اما شیرینی لحظات این مسابقه برای همیشه ماند تا شاید سال‌های بعد با لذت از آن یاد کنیم. فوتبال نیز در این عرصه به‌خوبی از خود دفاع کرد و نقش فرهنگی و اجتماعی خود را به رخ کشید و اسباب شادی و غرور ملتی را فراهم نمود.

باهم شادی کردیم و باهم غمگین و ناراحت شدیم. تا آخرین لحظه جنگیدیم و شاید اگر تجربه‌ی بیشتری داشتیم حماسه خود را تکمیل هم می‌کردیم و سارانسک جولانگاه حماسه‌سازان ایرانی این بار در یک حماسه‌ی فوتبالی می‌شد. حماسه‌ی سارانسک نیمه‌کاره ماند تا شاید در پشت همه‌ی حسرت‌ها و اشک‌های یادگاری و ای‌کاش گفتن‌هایمان چهار سال دیگر با تلاش مضاعف غیرممکن‌ها را ممکن کنیم.

انتهای پیام