کدخبر: ۷۹۴۹۴
۰۹ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۸
چاپ

یادداشت:

چالش ها و فرصت های توسعه فرهنگی و اجتماعی

توسعه پديده اي چند بعدي ، منظم و مستمر است و براي نيل به توسعه پايدار و متوازن بايد" انسان " محورقرارگيرد، پس قبل از هر چيز بايد موانع توسعه را شناخت و با برنامه ريزي و سرمايه گذاري آنها را بر طرف كرد . مسايل فرهنگی و اجتماعی مقدم بر هر مساله ي ديگري و در ارتباط مستقيم با انسان هستند، توجه جدي به آنها گره گشاي توسعه قلمداد مي شود هر تغییری که اجرای آرمانهای فرهنگی را با مشکل مواجه سازد، چالشگری فرهنگی را شروع می کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبرلنده، توسعه یکی از مهمترین خواسته های جوامع مدرن  و در حال رشد می باشد که صورتهای مختلفی از اوضاع  فرهنگی – اجتماعی  را ترسیم می نماید ، از آنجا که فرهنگ سازی بستری مناسب برای تحصیل توسعه نیروی انسانی و سایر ابعاد دیگر توسعه است لذا مهمترین دغدغه نظریه پردازان و کارشناسان را به خود اختصاص داده است اهمیت انقلاب اسلامی ایران در ابعاد مختلف جامعه شناختی و بین المللی از منظر صاحبنظران پوشیده نیست. پس بُعد فرهنگی و اجتماعی آن از اولویت بالاتری برخوردار است و مصداق و الگوی بارزی برای سایر جوامع خواهان توسعه می باشد. بنابراین فهم و شناخت مفاهیمی چون توسعه، فرهنگ ،اجتماع و توسعه فرهنگی –اجتماعی ، در سرنوشت ملتها و نیز جامعه ایران حایز اهمیت است. بدون توسعه فرهنگ ، توسعه در ساير بخشهاي جامعه داراي رشد يكساني نمی باشد .

 

مقدمه

 

توسعه درلغت نامه دهخدا به معني فراخ وفراخ كردن آمده است. اصطلاح توسعه به صورت فراگير پس ازجنگ جهاني دوم مطرح شد. "توسعه به معنی گسترش،شکوفایی،بسط و رشد است ازدیدگاه اجتماعی و فرهنگی رشدی هماهنگ و موزون در همه ابعاد مادی ، روانی و معنوی است که در جریان آن شکوفایی همه جانبه انسانی مطمع نظر با شد و آرما نهای انسانی اخلاقی بسط یابند و حیات معنوی شکوفایی پذیرد." توسعه وضعیتی آرمانی است که کشورهای مختلف برای دستیابی به آن کوشش فراوانی می کنند و هد ف اصلی سیاستها،برنامه ریزی ها وسرمایه گذاری های خود را نیل به توسعه ی همه جانبه و پایدارعنوان میکنند ، شهرها امروزه با مسایل و چالش‌های پیچیده‌ ای مواجه هستند توسعه ی اقتصادی ، اجتما عی ، فرهنگی و سیاسی مهم ترین مساله فرا روی بشر عصر حاضر است . توسعه یک پدیده ی مقطعی و زودگذر  نیست بلکه یک روند منظم ، چند بعدی ، مستمر وطولانی است که نقطه ی آغاز و پایانی دارد، آنچه در خلال تجربه مدیریت بر شهرها در صده اخیر به وجود آمده است، یک نکته اساسی را در پی دارد؛ اینکه زمانی شهر می‌تواند به سمت توسعه پایدار حرکت کند و برنامه‌های مدیران شهری به مرحله اجرا درآید که در مدیریت امور شهر مردم مشارکت فعال داشته باشند. شهرستان لنده باهمه جاذبه ها وتوانمندي هايي كه در زمينه گسترش وتوسعه ي صنعت گردشگري ،كشاورزي،دامداري ، جنگل ، شاید تا حدودی سدسازي و توليد انرژي دارد ، يكي از ده ها شهر توسعه نيافته كشورمان به شمار مي آيد.

 

مفهوم توسعه

 

توسعه به فراگردی گفته می شود که در چارچوب آن جامعه از وضعیتی نامطلوب به سوی وضعی مطلوب متحول می شود. این فراگرد تمامی نهادهای جامعه را دربرمی گیرد و ماهیت آن اساسا این است که توان و ظرفیت بالقوه جامعه به صورت بالفعل درمی آید. به عبارت دیگر در فرایند توسعه، استعدادهای سازماندهی جامعه از هر جهت بارور و شکوفا می شود؛ چه از نظر اقتصادی و چه از نظری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی . توسعه را می توان مجموعه ای از فعالیتها برای هدایت در جهت ایجاد شرایط مطلوب زندگی براساس نظام ارزشی موردپذیرش جامعه تعریف کرد، به تعبیری می توان توسعه را طیفی از تغییرات به هم پیوسته، در جهت تامین نیازهای رو به گسترش جامعه دانست ، توسعه سیری برای تحکیم روابط اجتماعی و پرورانیدن استعدادها، استفاده بهینه از مواهب طبیعی و امکان رشد همه اقشار جامعه است و به زمان و مکان خاصی تعلق ندارد، و میدان آزمایشی است برای هر جامعه ای که خواهان این پدیده است.  سیر تکاملی توسعه نسبت به شرایط و امکانات متفاوت کشورها، متعدد است. برنامه ریزی مناسب و تصمیم گیریهای حساب شده نقش مؤثری در تسریع امر توسعه ایفا می کند. بسیاری از کشورها سیر اجتماعی توسعه و برخی از آنها نیز، توسعه فرهنگی را ملاک عمل قرار می دهند. در حالی که توسعه قبل از هر چیز، مجموعه ای قانونمند است که قابل تفکیک و تغییر نمی باشد ، بنابراین در امر توسعه، تحول فرهنگی ضروری است؛ یعنی فرهنگ جامعه باید متحول گردد و این یک قانون کلی است، از سویی، توسعه عوامل مختلفی دارد که باید از سوی نیروهای خاص سیاسی و اجتماعی مورد حمایت قرار گیرد و نیز با طرح چارچوبی ایدئولوژیکی و عقیدتی به توسعه مادی و معنوی جامعه، عینیت بخشیده شود .

 

دیدگاه مقام معظم رهبری درباره توسعه و پیشرفت تعالی

 

هدف از تعریف شفاف و ضابطه‌ مند از مدل پیشرفت، ایجاد یک باور همگانی در میان نخبگان و عامه مردم درخصوص ضرورت تعیین الگوی صحیح توسعه است. غربی ها در تبلیغات خود اینگونه القاء کرده اند که توسعه و پیشرفت مساوی با غربی شدن است و متأسفانه برخی از کارگزاران و نخبگان کشور نیز مدل پیشرفت را صرفاً یک مدل غربی می دانند که این مسئله‌ای غلط و خطرناک است ، شکستن این طلسم را یک وظیفه مهم است. به طور قاطع می‌گویم الگوی غرب برای توسعه یک الگوی ناموفق است زیرا با وجود دستیابی کشورهای غربی به ثروت و قدرت، ارزشهای انسانی و معنویت در این جوامع از بین رفته‌اند. تنظیم الگوی پیشرفت کشور براساس الگوی اسلامی –ایرانی یک مسئله حیاتی است اگر این الگوی اسلامی – ایرانی درمرحله عمل به اجرا گذاشته شود،قطعاً به الگوی مورد استفاده کشورهای دیگرتبدیل خواهد شد .دلیل به نتیجه نرسیدن مدل توسعه غربی درنظام اسلامی ماهیت متفاوت مبانی دیدگاه اسلام وغرب نسبت به پیشرفت وجایگاه انسان دراین پیشرفت میباشد، در دیدگاه غرب، پیشرفت مادی و محور آن سود مادی است بنابراین در چنین دیدگاهی اخلاق و معنویت می تواند قربانی پیشرفت شود. در دیدگاه اسلام پیشرفت مادی هدف نیست بلکه وسیله‌ای برای رشد و تعالی انسان است ،در جهان بینی اسلام، ثروت، قدرت و علم، وسیله رشد انسان و زمینه ساز برقراری عدالت، حکومت حق، روابط انسانی در جامعه و دنیای آباد هستند در عین حال اسلام از زوایه اجتماعی وظیفه انسان را مدیریت دنیا و استفاده از استعدادهای فراوان طبیعی برای آبادانی دنیا  می داند. الگوی پیشرفت مبتنی بر معنویت، را مدل مطلوب توسعه است تقویت اعتماد به نفس ملی و همت، مجاهدت و اتحاد در کشور زمینه ساز رسیدن به اهداف والاست .

 

توسعه فرهنگی

 

توسعه فرهنگی به معنای ایجاد تحول و خلق ارزشها، روابط اخلاقی و هنجارهای مناسب است که برای ارضای نیازهای آدمی زمینه های لازم را در قالب اجتماع فراهم می کند. در مورد نقش فرهنگ در ارتباط با توسعه، برخی صاحب نظران با اهمیت دادن به نقش فرهنگ در توسعه فرهنگ را مجموعه ای از آراء و عقاید می دانند که ویژگیهای ذیل را در خود دارد:

1 - مورد قبول و پذیرش اکثریت مردم است

2 - پذیرش آن جنبه اقناعی دارد، لیکن نیازمند بحث و استدلال نیست

3 - ایجاد یا شکل گیری آن نیازمند زمان است

از این منظر توسعه فرهنگی، به معنای پویایی و رشد فرهنگی است. فرهنگ توسعه یافته دارای ویژگی های خاص خود است که روند توسعه را تسریع می بخشد و از این حیث، توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است.

 

توسعه اجتماعی

 

مفهوم توسعه اجتماعي بسيار جامع است و ايده ها و اهداف گسترده اي را دنبال ميكند ، توسعه اجتماعي بيانگر پديده بهزيستي كليه افراد جامعه است و بهزيستي كمي و قابل اندازه گيري نيست. بعضي از شاخص هاي كمّي وجود دارند كه تا حدي بهزيستي جامعه را نشان ميدهند ،  بعضي از شاخص های كيفي نیز وجود دارند که قابليت تبديل به شاخص های كمّي را دارند.
توسعه اجتماعي يكي از ابعاد اصلي پروسه توسعه و بيانگر كيفيت سيستم اجتماعي در راستاي دستيابي به عدالت اجتماعي، ايجاد يكپارچگي و انسجام اجتماعي و افزايش كيفيت زندگي و ارتقاء كيفيت انسانها مي باشد. هر چه نرخ مشاركت مردم در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي مانند انتخابات رياست جمهوري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي، انتخابات مجلس خبرگان رهبري، انتخابات شوراها، ‌عضويت در احزاب سياسي و صنفي، و ساير فعاليتهاي اجتماعي  بيشتر باشد كشور به لحاظ اجتماعي توسعه يافته تر تلقي ميگردد.

تعریف سازمان جهانی یونسکو از توسعه فرهنگی و لزوم هماهنگی آن با توسعه اجتماعی

سازمان جهانی یونسکو نیز توسعه فرهنگی را چنین تعریف نموده است: " توسعه وپیشرفت زندگی فرهنگی یک جامعه با هدف تحقق ارزشهای فرهنگی، به صورتی است که با وضعیت کلی توسعه اقتصادی و اجتماعی هماهنگ شده باشد."

 

ابعاد و شاخص های توسعه فرهنگی -اجتماعی

 

"توسعه فرهنگی" از دو واژه توسعه و فرهنگ تشکیل شده است که با همراهی یکدیگر، ابعاد مختلفی را در جامعه تحت پوشش قرار می دهند. باورهای مذهبی و دینی، یکی از ابعاد مهم فرهنگی است که کارکرد آن در تسریع روند توسعه مؤثر است. "دین" اهرمی قوی است که از تضییع حقوق محرومان و خودکامگی و زیاده طلبی افزون خواهان جلوگیری می کند. در دین دستورالعمل فرهنگی خاصی اعمال شده است که موجب حفظ حقوق انسانی و اجرای بایدها و نبایدهای اخلاقی و ارزشی می شود.  ارزشها و هنجارهای جامعه زاییده باورهای مذهبی مردم است که این نگرش در مفهوم "فرهنگ" نهفته است ، " امیل دورکهام"  و دیگر اندیشمندان غربی باورها و ارزشهای مذهبی را در شکل گیری انسجام اجتماعی و توسعه فرهنگی تأثیرگذار می دانند. مستندات و تجربیات تاریخی نیز نشان می دهد تحولات فرهنگی از ارزشها و باورهای دینی تأثیرپذیر است و باورهای دینی در کنار سایر ابعاد توسعه فرهنگی، موجبات توسعه فرهنگی در جوامع را فراهم می آورد. برنامه ریزی آموزشی و ارتباطات جمعی و تکنولوژی و فناوری از ابعاد فرهنگی دیگری محسوب می گردند که در تسریع و تصحیح روند توسعه فرهنگی تأثیر خواهند داشت . توسعه فرهنگی در دو بعد ایستایی و پویای مطرح است :

  • در بعد ایستایی، توسعه فرهنگی عبارت است از توزیع عادلانه ی امکانات و فرصت های فرهنگی برای تمام شهروندان .
  • در بعد پویایی ، معطوف به ایجاد تغییر و تحول در عناصر فرهنگ به منظور انطباق آن با شرایط زمانی و مکانی و در نتیجه پاسخ گو به نیازهای زمانه است.

در بُعد توسعه اجتماعي عدالت اجتماعي بيش از ساير عامل‌‌ها مورد توجه انديشمندان مسلمان قرار گرفته است. اين امر نشان از آن دارد كه توزيع عادلانه امكانات و فرصت‌هاي حاصل از پيشرفت و توسعه كشور از نگاه انديشمندان در بين توده مردم يكي از عامل‌‌هاي مهم دستيابي به توسعه واقعي به شمار مي‌رود و تحقق عدالت اجتماعي در توزيع برون ‌دادهاي توسعه در فقرزدايي در جوامع اسلامي نقش مهمي خواهد داشت ، در بعد توسعه اجتماعي توجه به ترويج فرهنگ كار و كوشش توسط انديشمندان مسلمان و مطرح شدن كار به مثابه ارزش بيانگر آن است كه این اندیشمندان كم‌ كاري و بي‌توجهي به تلاش و كوشش در اين دنيا را از سوي پاره‌اي از مسلمانان تعلیم فرهنگي اشتباهی می‌دانند. آنان بر كار هر چه بيشتر در اين دنيا به عنوان تعلیمی ديني در اسلام بسیار تأكيد کرده‌اند.

 

شاخص های توسعه فرهنگی اجتماعی

 

مهم ترین شاخص های توسعه فرهنگی را به ترتیب زیر میباشد : 1- عقل گرایی و اهمیت دادن به نقش عقل  2- نگاه مثبت به دنیا و امور دنیوی  3-  رویکرد تعاملی با دیگر فرهنگ ها  4-  باور به آزادی بیان

برخی دیگر از شاخص های توسعه فرهنگی شامل:1-  میزان گسترش كمّی و كیفی آموزش و پرورش 2 - آموزش عالی  3 - میزان ایجاد فضای مناسب برای پژوهش و آفرینندگی فرهنگی 4 - میزان توانایی در شكوفاسازی استعداد انسان‌ها  5 – قانون‌ پذیری و نظم و انضباط .

شاخص های توسعه اجتماعی شامل سه نوع می می شود : 1 –شاخص های کمی 2 –شاخص های کیفی 3 –شاخص های منفی

عمده ترين شاخص هاي كمي توسعه اجتماعي عبارتند از : 1- سطح زندگي 2- سطح بهره وري  3 - نرخ رشد جمعيت   4 –نرخ بار تكفل 5- اميد به زندگي در بدو تولد 6 – نرخ باسوادي 7 – نرخ مرگ ومير كودكان 8 - توزيع درآمد 9-مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي 10- نرخ پوشش انواع بيمه 11- منابع اجتماعي توليد كالا يا خدمت و نوآوري وخلاقيت.
عمده ترين شاخص هاي كيفي توسعه اجتماعي عبارتنداز : 1- آزادي انتخاب يك جامعه 2- آرمان هاي نوين سازي3 - خواست سياسي 4- عزت نفس جامعه  5- ثبات و امنيت .

عمده ترين شاخص هاي منفي توسعه اجتماعي عبارتند از : 1- تورم 2- سوء تغذيه   3- هزينه هاي اجتماعي توليد كالا ياخدمات 4- وجود انواع دوگانگي 5- نرخ بالاي معلوليت .

  

چالش های توسعه فرهنگی اجتماعی

 

برای آنکه بتوانیم به تحلیل سیستم مدیریت فرهنگ بپردازیم، ابتدا لازم است که وضع موجود و چالش های آن را بشناسیم؛ تا پس از آن نسبت به رفع اشکالات آن و نیل به وضع مطلوب موفق شویم ، لذا بر اساس بررسی های علمی کتابخانه ای انجام شده، چالش های اصلی فراروی مدیریت فرهنگ در کشور ، استان ها و شهرستان ها احصاء گردیده، که به طور خلاصه در ادامه ذکر می شود :

۱- ضرورت تدوین و ابلاغ مؤلفه ها و شاخص های فرهنگی : هیچ سندی در دسترس مدیران فرهنگی استان ها وجود ندارد که همه ابعاد، مؤلفه ها، اجزاء، عناصر و شاخص های فرهنگ در آن به طور عملیاتی و یک جا تدوین شده باشد، تا مدیر بتواند بر اساس آن برنامه ریزی نماید ، لذا بدیهی است موضوعی که ابعاد و حدود و ثغور آن برای برنامه ریزی مشخص نباشد، نمی تواند قابل برنامه ریزی صحیح باشد .

2 - ضرورت وجود جایگاه تلفیقی برای برنامه های فرهنگی استان و شهرستان : مدیریت فرهنگ استان، نقشی در تلفیق برنامه های دستگاه های فرهنگی در استان و شهرستان ندارد. بدیهی است با چنین وضعی هر دستگاهی به صورت جزیره ای و بر اساس تشخیص خود؛ و نه بر اساس نیازهای واقعی و اولویت دار استان و شهرستان برنامه خود را مصوّب و اجرا می کند و استان نقشی در مدیریت آنها ندارد. لذا از یک طرف بر اساس قوانین، استاندار و نماینده ولی فقیه پاسخگوی وضعیت فرهنگی و اجتماعی استان هستند. خلاصه اینکه اختیارات استاندار و نماینده ولی فقیه می بایست متناسب با پاسخگویی هایشان در حوزه فرهنگ باشد ، لذا باید بین برنامه ریزی های شهرستانی، استانی و کشوری هماهنگی و هم گرایی ایجاد نمود .

3 - عدم تجمیع همه توانمندی های استان : اگر همه سرمایه ها و اعتبارات دستگاه های فرهنگی استان را یک جا ملاحظه نماییم، به برآورد عددی بسیار زیادی خواهیم رسید، که سرمایه ای در خور توجّه برای فرهنگ استان است. لیکن بدلیل عدم وجود یک نظام برنامه ریزی واحد و نظارت جامع فرهنگی (مدیریت جامع فرهنگی) می توان گفت که بسیاری از آنها کم ثمر گردیده و فاقد کارآیی و اثربخشی مناسب است، که وضعیت فرهنگی جامعه خود بیانگر این واقعیت تلخ می باشد . لذا علی رغم وجود امکانات و منابع بسیار زیاد در حوزه فرهنگ، بهره برداری مناسب و کارآمد از این سرمایه های ارزشمند انسانی و مادی صورت نمی پذیرد؛ که از جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود :

الف - اعتبارات همه دستگاه های فرهنگی استان   ب - منابع انسانی همه دستگاه های فرهنگی استان   ج - امکانات سرمایه ای همه دستگاه های فرهنگی استان .

4- کمبود ثبات مدیریتی در حوزه فرهنگ : علیرغم اینکه مقوله فرهنگ موضوعی است با زمان پاسخگویی طولانی در تغییرات آن، و یا به عبارتی ضریب پاسخ زمانی فرهنگ زیاد است لیکن هم اکنون شاهد تغییرات سریع و متعدّد در حوزه مدیریتی فرهنگ در سطح کشور و استان ها و شهرستان ها هستیم. که امکان خلّاقیت، ابتکار و برنامه ریزی را از سیستم مدیریت جامع فرهنگ صلب می نماید ، لذا باید چاره ای اندیشید تا ثبات بیشتری در حوزه مدیران فرهنگی ایجاد گردد.

5 - کمبود هماهنگی، هم گرایی و هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی : 1 -کمبود انسجام و هماهنگی بین دستگاه های فرهنگی استان ها و شهرستان ها  2 - عدم هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی استان ها  3- کمبود کارآیی و اثربخشی دستگاه های فرهنگی استان ها .

چالش های فرهنگی در شوراها و شهرداری ها : مطالعات نشان می دهد که شوراهای پایه و فرا دستی در مدت حدود 10 سال با توجه به  آسیب‌شناسی‌های تئوریک و تجربی سال به سال موفق‌تر چالش ها را مدیریت نموده‌اند و به دنبال برون رفت از آنها در افق های دوردست بوده‌اند و به طور نسبی با موفقیت عمل نموده‌اند. هر چند شوراها با مسایل فراوانی روبرو هستند که تحقیق در مورد آنها نیازمند پژوهشی گسترده و فراگیر است در این اینجا دو چالش عمده پیش روی شوراها و شهرداری شامل:

1 - چالش های فرهنگی 2 - چالش های اجتماعی

چالش های فرهنگی شوراها و شهرداری ها : مقوله فرهنگ تا کنون به صورت ملی یک بار تعریف اساسی و اصولی در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از آن نشده است. نبود این تعریف و آموزش که در اینگونه موارد نه تنها در سطح مردم بلکه مسئولان و به ویژه نظام شورایی از سرعت فعالیت‌های اصولی کاسته و بر فعالیت‌های جزیی و ناپایدار افزوده است به استناد کتاب فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو نوشته استاد علامه محمد تقی جعفری، فرهنگ عبارت است از: "کیفیت یا شیوه بایسته و یا شایسته برای آن دسته فعالیت‌های حیات مادی و معنوی انسان‌ها که مستند به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده انسان در حیات معقول تکاملی باشد." بنابراین، شوراها در بخش توسعه فرهنگی باید با استفاده از کارگروه‌های تخصصی از دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه کمک بگیرند تا بتوانند امور فرهنگی حال و آینده جامعه را مطابق چشم‌انداز 20 ساله رقم زده و فعالیت‌هایشان بر تعالی فرهنگی جامعه خویش متمرکز شود.

چالش های اجتماعی شوراها و شهرداری ها : توسعه اجتماعی به معنای اخص کلمه یعنی تکوین و تحکیم اجتماع جامعه‏ای که هویت بخش و بنیاد اصلی مشارکت جمعی عام مردم و توسعه متوازن و پایدار را تشکیل می‏دهد، هنوز آن‏طوری که باید مورد نظر اندیشمندان و به‏ تبع آن مورد توجه مسئولان و برنامه‏ریزان کشور قرار نگرفته است. در سند چشم‏انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران مصوب 1382 و در قانون برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران توسعه اجتماعی به معنای عام تحت عناوین توسعه سلامت و تأمین اجتماعی، وجدان کاری و ... با اهداف و سیاست‏های بسیار متنوع مطرح شده است. با اینکه برخی از شاخص‏های توسعه به معنای اخص کلمه نظیر هویت و وحدت ملی، سرمایه اجتماعی، وفاق اجتماعی و ... مورد توجه واقع شده ولی شاخص‏ها و سیاست‏های تعیین‏شده بسیار متنوع و گسترده و فاقد چارچوب مفهومی منسجم‏اند، امروز توسعة با حفظ هویت، اصلی‏ترین مسئله هریک از جوامع در حال گذار از جمله جامعه امروزی ایران است. اجتماع ملی یا جامعه‏ای به عنوان اجتماع اجتماعات و نماد وحدت ملی منبع و مولد اصلی سرمایه اجتماعی جدید بین گروهی و به تبع آن تکوین و تحکیم پیوندهای بین اذهانی (اشخاص) یا وفاق نمادین و پیوندهای بین اعیانی (واحدهای اجتماعی) یا انسجام بین گروهی است .

با توجه به بافت فرهنگی متنوع و رسوخ روحیات عشیره ای در رفتار سیاسی ایرانیان؛ احتمال هویتی کردن نابرابری اجتماعی افزایش می یابد ، هر تغییری که اجرای آرمانهای فرهنگی را با مشکل مواجه سازد، چالشگری فرهنگی را شروع می کند. عدم توجه به نيروي انساني متخصص و مود نياز در اين حوزه قطعاً برنامه هاي توسعه را ناكارآمر خواهد نمود،زيرا تخصيص هر ميزان بودجه و سياستگذاري بدون توجه به نيروي انساني كه فعاليت هاي توليد وتوزيع وساماندهي محصولات فرهنگي وهنري را به منصه ظهور مي رسانند،نمي توان اهداف توسعه را محقق ساخت. عدم توجه به  ارائه الگوی توسعه، نتیجه ای جز تشتت اجتماعی و از دست رفتن انسجام درونی جامعه بدنبال نخواهد داشت.

تشدید احساسات و عواطف طایفه ای ، سبب می شود تا همبستگی اجتماعی میان اعضاء طوایف به شدت تضعیف گردد وفضای دوستی، صمیمیت وهمدلی را به نزاع،تفرقه،کشمکش، اتلاف وقت ، فرصتها وهدررفتن وتخریب سرمایه ونیروی انسانی تبدیل نماید ، دراداره ی ادارات ، سازما نها و تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی ، ملاحظات خا نوادگی و طایفه ای نقش مهمی ایفا    می کند . ازدواج و سوگواری دو رسم مهم میباشد که مخارج فراوانی نيزدرپی دارند، در یک دوره ی زمانی دوازده ساله بطور متوسط هر خانوار جمعاً سه مراسم سوگواری و جشن عروسی برگزار می کند.. درنتیجه انگیزه و امکان پس انداز و تشکیل سرمایه که لازمه ی پیشرفت ، توسعه وبهبود شرایط زندگی می باشد از بین می رود.

یکی ازعوامل موثر در توسعه ، نیروی انسا نی کارآمد ، متخصص ، خلاق ، بانشاط ، سالم وبرخوردار ازآگا هیهای لازم است اما سخن ازتوسعه بدون توجه به توسعه ی نیروی انسانی شعاری بیهوده و بی پایه است .

فقر : يكي دیگر از ويژگي هاي بارز شهرستان: فقر به ويژه در مناطق روستايي  پيامدهاي گوناگوني دارد و بصورت غيرمستقيم بستر وزمينه ي بسياري ازكج رويها ، بزه كاريها ، ناسازگاريها و نظام گسيختگيها ي اجتماعي و سياسي را فراهم مي سازد. فقر آثار گوناگوني دارد : ياس و نوميدي ، سرخوردگي ، احساس حقارت ،بي تفاوتي ، بدبيني ، بي اعتمادي ، احساس بي عدالتي ونابرابري ، ناامني ، ناسازگاري ، نظام گسيختگي ، انتقام وعقده گشايي ، افراط گرايي و ... از جمله ي اين آثار است .

مهم‌ترین چالش اجتماعی کشور در سال‌های اخیر همانا تزلزل بنیاد خانواده به‌ویژه در سطوح شهری بوده است. جامعه سالم مجموعه‌ای از خانواده‌های سالم است و خانواده تنها یک نهاد اجتماعی صرف نیست، بلکه کانون اصلی رشد و تعالی انسان‌هاست و می‌تواند زمینه‌ساز تکامل بشر باشد. در قرآن کریم صریحا به برابری زن و مرد در کانون خانواده اشاره شده است و بر پایه اینکه زن و مرد از جان و نفس یکدیگرند؛ مودت، رحمت، لطف و آسایش را بین آن دو قرار داده است. البته هم وجود مسائل نو پدید اجتماعی و هم چالش‌های مثبت و منفی اجتماعی بعضا حکایت از ضرورت رنسانس اجتماعی دارد. اِنَّ اللّه لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهم (سوره رعد آیه 11) مسائل و معضلات خانوادگی و اجتماعی را می‌توان فهرست‌ وار چنین اولویت‌بندی کرد:

1 - تغییر نظام سنتی خانواده به سمت بی‌نظامی و نه لزوما نظام صنعتی و مدرنیته 2 - افزایش درصد طلاق‌های عینی و عاطفی و کاهش ازدواج‌های رسمی و دائم 3 - گسترش فحشا، فساد، خیانت و بیماری‌های مقاربتی حتی بین بعضی از ساکنین روستاها  4 - ناامیدی روزافزون دختران تحصیل کرده از پیدا کردن کار مناسب و ازدواج متناسب .

از عواملی که در پیدایش این زمینه‌ها موثر است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف - رنگ پریدگی اخلاقی  ب - تهاجم ماهواره‌ای 

آسیب‌های اجتماعی هریک به نوبه و اندازه خود برای جامعه زیان‌بار بوده و همواره افراد اجتماع از ناهنجاری‌های اجتماعی دچار زیان‌های معنوی و مادی می‌شوند. در کشور ما براساس مناطق جغرافیایی و فرهنگی و اطلس اجتماعی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مشترک و بعضی از آنها اختصاصی یا بیشتر در یک منطقه از کشور هستند. مهم‌ترین آسیب‌ کشور ما اعتیاد است؛ مخصوصا در حال حاضر که الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی به مواد مخدر صنعتی و روانگردان‌ها تغییر یافته است و جامعه را با خطرات و چالش جدی مواجه ساخته است ، اعتیاد هم خود زیان‌آور است و هم عوارض و آثار آن آسیب ‌ساز هستند. بسیاری از طلاق‌ها و سرقت‌ها ناشی از وجود اعتیاد در زندگی است .

شبکه های مجازی : همه آنچه در یک جامعه واقعی است در یک جامعه مجازی نیز رخ میدهد ، آموزش رفتارهای اجتماعی از جمله مصادیقی هست که در دنیای مجازی مورد توجه  بوده ودرهمین جهت ایجاد و رشد رسانه های اجتماعی ازجمله شبکه های اجتماعی حائز اهمیت می باشد ، ازاین رو توسعه فرهنگی واجتماعی نهاد خانواده  به عنوان فرصتهای پیش روی دولتها دراستفاده ازشبکه های اجتماعی مورد بحث قرارمیگیرد .

یکی دیگر از مهم ترین چالش هایی که وجود دارد بی تفاوتی برخی مسئولان نسبت به نخبگان و در نهایت کم رنگ بودن نقش نخبگان در توسعه شهرستان و استان جهت جبران کاستی ها است .

 

فرصت های توسعه فرهنگی اجتماعی

 

اولین مؤسسه ای که فرد را به زندگی فرهنگی و اجتماعی آشنا می سازد خانواده است ، در خانواده فرد متوجه مؤسسات فرهنگی و اجتماعی می شود . تمایلات مذهبی خانواده ، افکار و عقاید اجتماعی آن ، ایده آل های آن ، نظر آن به احزاب سیاسی و ارتباط آن با مؤسسات مختلف در تفکرات و علاقه فرد به این گونه مؤسسات تأثیر فراوان دارد ، فرد در خانه با فرهنگ جامعه آشنا می شود .

کنترل فرهنگی –اجتماعی : کنترل فرهنگی - اجتماعی و مسئولیت پذیری دو وجه فرهنگی نظام سیاسی است که بسیاری از برنامه های یک نظام سیاسی با استفاده از این عوامل، روند توسعه فرهنگی را هموار می کنند. انقلاب اسلامی اصل کنترل اجتماعی و مسئولیت پذیری را در چارچوب اندیشه دینی بر روی سه محور احیا نموده است:

1 - کنترل و مسئولیت پذیری، به صورت آگاهانه و عالمانه قوام یابد  2 - کنترل و مسئولیت پذیری، موجب اصلاحات اساسی و تحقق برنامه های توسعه ای خواهد شد  3 - کنترل و مسؤلیت پذیری، مراقبت و نظارت بر حوادث و رخدادهایی است که می تواند به انقلاب آسیب رساند .

ایثار و گذشت : تحول فرهنگی منتج از انقلاب اسلامی ایران ایثار و گذشت بود، بالاترین وجه این نگرش، جان باختن در راه ارزشها و احکام اسلامی است. احیای فلسفه شهادت در انقلاب اسلامی الگوی احیاء شده این ایثار در فرهنگ شیعه می باشد.

امر به معروف و نهی از منکر : توسعه فرهنگی نیازمند نظارت عمومی و احساس مسئولیت در قبال تحولات و اهداف متعالی اجتماعی است، انقلاب اسلامی نشان داد که پیشرفت و توسعه یافتگی در گروی جهاد و تلاش برای اجرای معروف و جهاد علیه منکر است. جامعه ای که ایمان به خدا دارد، اما در عمل عاجز و ناتوان در رویارویی با مسائل اجتماعی می باشد و از مسئولیت امر به معروف و نهی اجتماعی گریزان می باشد و این امر، مواجهه با سرنوشتی نامطلوب است. این احساس متعالی در بطن جامعه ی انقلابی از شاخصه های توسعه فرهنگی به شمار می آید که پیام انقلاب نیز در بردارنده چنین مشخصه ای است . اصولاً تحول فرهنگی منتج از انقلاب اسلامی، نقش محوری در توسعه فرهنگی داشته است و فرصتهای ارزشمندی فراهم می آورد، ملاک محوری در شکل گیری ارتباطات اجتماعی و تسهیلات لازم در تماس نیروهای اجتماعی و آموزش ویژگیهای موردنیاز ارتقای فرهنگ پویا، از قابلیتهای ایدئولوژی انقلاب اسلامی نشأت گرفت و همه نیروها و آحاد مختلف جامعه ایران را در یک حرکت هدفمند به حرکت وا داشت .

برخی از تحولات فرهنگی در انقلاب اسلامی که زمینه ساز توسعه فرهنگی به شمار می آیدعبارتند از: استقلال طلبی، آزادی خواهی، عدالت خواهی، بسیج آگاهانه مردمی و...

موانع و مشکلات را باید به متخصصان سپرد تا هر کدام از متخصصان حوزه‌ها را بشناسند، به جامعه معرفی کنند و در ادامه راهکارهای متناسب با آن بحران‌ها را نیز به خوبی بشناسند تا بتوانند از پس مصائب و مشکلاتی بربیایند . تکنولوژی مناسب برای توسعه فرهنگی جامعه چندین مزیت دارد: 1- این پدیده منجربه تقویت تکنولوژی شده  و ازهم گسیختگی فرهنگی را در جامعه کاهش داده است 2- تکنولوژی مناسب با فرهنگ موجود یک جامعه و آسایش مردم منطقه ارتباط دارد غالباً توسعه تکنولوژی مناسب با فرهنگ یک جامعه باعث رشد و آگاهی درآن فرهنگ شده، هرچه تکنولوژی و دستاورد بشری در ابعاد متوسط و کم هزینه برای یک جامعه تولید شود، تأثیرات منفی کمتری بر زندگی فرهنگی افراد جامعه می گذارد.

 درمناطق درحال توسعه من جمله ایران این جذابیت ها به صورت اماکن زیارتی،سیاحتی، فرهنگی،تاریخی و...،هنرهای دستی،فعالیت های فرهنگی (محلی،منطقه ای،ملی) و... قابل بررسی است، برگزاری جشن هاوجشنوارهای ملی ومحلی،برپایی نمایشگاه ها،سمینارها،و کنفرانس های فرهنگی،آموزش های فرهنگی مرتبط با مسائل جهانگردی بسط و اشاعه کتب و بروشورهای فرهنگی مرتبط با آداب و رسوم منطقه،آشنایی و آموزش لازم به مردم جامعه برای برخورد فرهنگی با جهانگردان، ارائه آگاهی لازم به افراد جامعه برای شناخت مناطق جهانگرد خارج از جامعه خود، آشنایی با روحیات و فرهنگ های استان های دیگر و... همگی از موارد لازم وملزوم بسط توسعه فرهنگی درجامعه ازطریق جهانگردی است که در صورت اجرای کامل از فرصت های بسیار مناسبی برای توسعه می باشد. ویزگیها ی اخلاقی و روحیاتی مانند : وقت شناسی ، کارآمدی ، کوشندگی ، انضبا ط ،   شرافت در کار، خلا قیت ، تفکر و تصمیم گیری عقلا یی ، حس تعاون وهمکاری ، به خود متکی بودن ، داشتن قوه ی ابتکار،علاقه به تشکیل سرمایه، اعتماد به نفس و ایمان به توانایی تسلط بر طبیعت و نیاز به کسب موفقیت،درافراد،شرایطی را بوجود مي آورد که به توسعه ی جامعه می انجامدوپایه های نوسازی وپیشرفت جامعه میشود . افزایش تنوع کلاها و خدمات ، ایجاد فرصت های متنوع و متناسب شغلی برای فارغ التحصیلان رشته های مختلف تحصیلی و تنوع بخشهای مطمئن برای سرمایه گذاری افرادی که به بخشی از درآمد خود نیاز ندارند از فرصت های دیگر توسعه اجتماعی می باشد .

نقش مدیریت شهری در توسعه فرهنگ شهر نشینی : بايد توجه داشت مديريت شهري ابزاري است که به وسيله آن مي توان توسعه پايدار فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي را به وجود آورد. در چنين فرايندي مديريت شهري به خصوص شهرداري ها، مي توانند به عنوان کارگزاران محلي به بهبود مناسبات اجتماعي شهروندان کمک کنند. از نظر فرهنگي شهر خوب و مطلوب علاوه بر مديريت شهري کارآمد نيازمند شهرونداني آگاه و آشنا به حقوق وظايف شهروندي است. بنابراين مديريت شهري می تواند براي آگاه سازي عمومي و ايجاد و ارتقاي فرهنگ شهرنشيني، گسترش شهروند مداري و آموزش شهروندان در زمينه هاي مختلف، کارکرد و فعاليت فرهنگي داشته باشد. مديريت شهري در فرآيند تحول و توسعه شهري نه فقط در ابعاد اقتصادي و عمراني آن نقش و جايگاه ويژه اي دارند بلکه با تغيير و تحولات پر شتاب اجتماعي و فرهنگي و گسترش جمعيت شهرنشيني، بايد براي پاسخ گويي به مطالبات فزاينده فرهنگي و اجتماعي اسباب و تمهيدات لازم را فراهم کنند. يکي از وظايف مديران جامعه، شناخت و تقويت نقاط قوت فرهنگ آن جامعه و سعي بر گسترش آن است. از ديگر وظايف مديران، سعي در شناخت نقاط ضعف فرهنگي آن جامعه از طريق اشاعه فرهنگ هاي سازنده است. کالبد شکافي ضرورت مداخله و تاثيرگذاري مديريت شهري در امور فرهنگي و اجتماعي و چگونگي اجرايي شدن آن، از مسائل مهم است که بايد مورد تحليل و بررسي قرار گيرد. شهروندان ساکن شهر از مديريت شهري و شهرداري ها فقط رسيدگي به وضعيت عمراني، کالبدي و اقتصادي و خدماتي شهر را انتظار ندارند، بلکه فراهم کردن زمينه حمايت اجتماعي، روابط شهروندي، ساماندهي امور اجتماعي و فرهنگي، فراهم کردن امنيت اجتماعي و رواني و نظاير اين ها را مي طلبند .

 مدیریت شهری : رشد و توسعه هر جامعه، مدیون مدیریت مدبرانه و مقتدرانه‌ای است که بتواند با اعمال مدیریت فرهنگی -اجتماعی شهر را از مرحله‌ای محدود و نامناسب، که فضای تنفس فرهنگی را تنگ کرده عبور دهد و افراد آن جامعه را به بالندگی و توسعه برساند.

 

پیشنهاد

 

برای ایجاد هم افزایی بین دستگاه های فرهنگی استان و ایجاد هم گرایی بین آنها، لازم است در استانداری ها، معاونت فرهنگی اجتماعی تشکیل و با محوریت این معاونت و با مشارکت همه ارکان اصلی فرهنگی استان، اعم از استاندار، امام جمعه استان، نماینده ولی فقیه در استان، مدیران کل دستگاه های اصلی فرهنگی و اطلاعاتی، شهرداری های اصلی استان، و …؛که درشورای راهبردی فرهنگ حضوردارند،تصمیم گیری درمورد برنامه های فرهنگی استان جمع بندی گردد.

و همچنین :

1 – مطالعه اکتشافی و زمینه یابی جهت اشراف برساختار فرهنگی -اجتماعی از نظر ابعاد، سطوح، عناصر متشکله آن از یکسو و شناخت مسایل و مشکلات آن از سوی دیگر  2 - شناسایی و تعیین عوامل اثر گذار بر تحولات فرهنگی –اجتماعی 3 – شناسایی وتعیین مؤلفه ها وشاخص ای وکاربردی درفرهنگ  4 – تهیه وتدوین موضوعات تحقیقاتی در حوزه فعالیت های فرهنگی –اجتماعی و طبقه بندی آن ها بر پایه اولویت ها، ضرورت ها، و نیازهای نظام جمهوری اسلامی ایران  5 – اجرای طرحهای پژوهشی اولویت بندی شده در راستای دستیابی به برنامه های کوتاه ، میان ،و بلندمدت توسعه فرهنگی -اجتماعی  6 – ضرورت وجود اطلس فرهنگی در استان  7 – ضرورت وجود آمایش فرهنگی استان و شهرستان ها  8 - در سطح شهرستانی کانون تفکر شوراهای اسلامی شهرستان یا مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی (کانون تفکر) شهرستان زیر نظر شورای شهر مرکز شهرستان با مجوز از وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری تاسیس و با انجام مطالعات علمی و آموزش شوراها، مردم و مسئولان در همه امور شهری با توجه خاص به فرهنگ بومی آن شهرستان ، باعث توسعه جامعه سالم بشود  9 –توجه به سند چشم انداز بیست ساله توسعه کشور در برنامه ریزی های فرهنگی استانی .

 

نتیجه گیری

 

توسعه پديده اي چند بعدي ، منظم و مستمر است و براي نيل به توسعه پايدار و متوازن  بايد" انسان " محورقرارگيرد، پس قبل از هر چيز بايد موانع توسعه را شناخت و با برنامه ريزي و سرمايه گذاري آنها را بر طرف كرد . مسايل فرهنگی و اجتماعی مقدم بر هر مساله ي ديگري و در ارتباط مستقيم با انسان هستند، توجه جدي به آنها گره گشاي توسعه قلمداد مي شود هر تغییری که اجرای آرمانهای فرهنگی را با مشکل مواجه سازد، چالشگری فرهنگی  را شروع می کند. توسعه فرهنگی -اجتماعی، راهکارهای پیشگیرانه تبدیل چالش به تهید و جایگزینی آن به یک فرصت و تحکیم اصول ارزشی فرهنگی -اجتماعی را فراهم می آورد. استراتژی فرهنگی –اجتماعی در سطح کشور ، استان و شهرستان در این وضعیت، در گروی مدیریت کارآمد فرهنگی و برنامه ریزی جامع و کامل می باشد ، توسعه فرهنگی –اجتماعی منجربه خود باوری جامعه شده است، و توانائی های بالقوه و خلاق انسان را در زمینه فرهنگی شکوفا می کند؛ و این مسئله خود در شکل گیری و هویت فرهنگی جامعه نقش مهمی را ایفا مینماید، از طرفي توسعه زماني امكان پذير خواهدبود كه در فكر و انديشه ي بشر جاي پيدا كند و نوع نگرش ، عقيده ، باور و نظام فكري و ارزشي حاكم بر جامعه مهياي انجام تغييرات باشد و آمادگي پذيرش دگرگوني را داشته باشد و احساس نياز نمايد كه تغييرات براي جامعه ضرورت دارد. بنابراين بايد نوع نگرش ، باور و ارزشهاي مربوط به كار و تلاش ، داشته هاي جامعه ، خود و محيط پيرامون تغيير پيدا كند تا مسير توسعه هموار شود ، از طرفي دیگرهم  بايد روحيات و اخلاق مناسب براي توسعه را درجامعه ايجاد كرد با برنامه ريزي،سرمايه گذاري و فرهنگ سازي بايستي بيش از هر چيز اصلاح ساختارهاي سنتي را مد نظر قرار داد و همچنین ايجاد و تقويت سرمايه ي اجتماعي در منطقه مي تواند تا حد زيادي بستر مناسب براي توسعه را فراهم سازد.

منابع:

1 -داریوش آشوری، تعریفها و مفهوم فرهنگ

2 -محمود روح الامینی، زمینه فرهنگ شناسی

3 -گی روشه، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی

4 -علی شریعتمداری، جامعه و تعلیم و تربیت

5 –علی اسدی ، توسعه بر جاده تکنولوژی می تازد

6 –علی اسدی ، جامعه شناسی توسعه  

7 - حسین قاضیان ، روشنفکران و توسعه 2، فرهنگ توسعه

8 - بهروز گرانمایه، فرهنگ و جامعه

9 - فریدون اردلان، مجموعه مقالات توسعه فرهنگی، ترجمه احمد صبوری

10 - محمد توحید فام، موانعتوسعه فرهنگی

11 –سیف الله سیف اللهی، جامعهشناسی مسائل اجتماعی.

12 - مرتضی نظری، توسعه فرهنگی درایران موانع ودشواریها

13 - محمدحسن شربتیان، تأملی برضرورت مبانی توسعه فرهنگی واهمیت آن درجامعه ایران

14 –محسن رضایی میرقائد، در افق چشم انداز  و صفي‌الله ملكي ، نگاهي به جايگاه توسعه فرهنگي در سند

15 - خليل كلانتری، مفهوم و معيارهاي توسعه اجتماعي

16 - استاد علامه محمد تقی جعفری ، فرهنگ پیرو، فرهنگ پیشرو -  و مصطفی ازکیا، و اسماعیل زیارتی، فقر، آسیب‌‌پذیری و توسعه اجتماعی با تاکید بر جامعه روستایی ایران - پرویز اجلالی، موانع توسعه اجتماعی در ایران .

 

این مقاله به عنوان مقاله برتر در دومین همایش توسعه شهرستان لنده شناخته شده است که صاحب اثر با حضور مسئولان کشوری و استانی مورد تجلیل قرار گرفت.

انتهای پیام/م75