کدخبر: ۷۶۸۰۶
۰۴ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۰۳
چاپ

به بهانه هفته دفاع مقدس در گفت و گو با یکی از رزمندگان لنده ای؛

از کلاس درس تا مقر گردو در کردستان/عکس

یک رزمنده لنده ای با بیان اینکه رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس با حضوری عاشقانه در جبهه های جنگ، عشق به اسلام و حرکت در مسیر ولایت و رهبری را جامه عمل پوشانده و از ارزش ها و آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی عاشقانه دفاع کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبرلنده، بیان خاطرات دفاع مقدس همانند گنجینه ای ارزشمند است که نسل جوان و تشنه حقیقت ناب را از حوادث تلخ و شیرین و امدادهای غیبی آن دوران به زبان شیرین فرماندهان خستگی ناپذیر دفاع مقدس آشنا خواهد کرد.

 

به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس هم کلام شدیم با یکی از رزمندگانی که از کلاس درس راهی جبهه های جنوب و غرب شد تا در دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب جانانه دفاع کند.

 

ندای هل من ناصر ینصرونی

 

سید عیسی تقوی فرد یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در شهرستان لنده است که باوجودی که در سنگرجهل و نادانی فرزندان یعنی دیار تعلیم و تربیت می جنگید سنگر دفاع از حریم ایران و ایرانی را مقدس تر دانست و با راهی شدن به جبهه های جنوب و غرب کشور به ندای هل من ناصر ینصرونی مقتدای خویش امام راحل(ره) لبیک گفت و برای دفاع از ارزش ها و آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران راهی جنگ شد.

 

 

 شاید خاطرات هشت سال دفاع مقدس را باید از سرداران و دلاوران همیشه جاوید و فرماندهان خستگی ناپذیر با روز هایی که استغاثه و شهادت وشب هایی قیام و تکبیر همراه بود بیان کرد.

 

سید عیسی تقوی(آبست)یکی از جانبازان و رزمندگان ساکن در شهرستان لنده است که علاوه بر جهاد در سنگر تعلیم و تربیت بنا به فتوای امام راحل راهی جبهه های جنگ شد که خاطرات زیبا از حضور وی در جنگ را در زیر با هم می خوانیم.

 

در سال 1364که هنوز استان ما دارای تیپ و لشکری مستقلی نبود از طریق تیپ المهدی(عج) مستقر در استان فارس با ذکر یک خاطره از تربیت معلم راهی جبهه های نور و روشنایی و داروی شفابخش روح داشته ایم بیان می نمایم.

 

در واقع وقتی مقتدا و امام وپیشوای قرن، امام راحل(ره) به قصد رهایی و پویایی و رستن اسلام ناب محمدی(ص) انقلابی را شروع کرده بود که از سال 42 تا 57بستر این دگرگونی را فراهم کرد.

 

أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ

 

باتوجه به روحیه ولایتمداری و ولایتپذیری و پیروی از کلام وحی (أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ) برخود وظیفه دانستیم این حرکت الهی را که از متن فرمایشات قرآن و پیامبران و ائمه معصومین و امام راحل(ره)ایجاد شده بود را نصیب خود کنیم.

 

 

وقتی قصد رفتن به جبهه را داشتم، در آن برهه تحت هیچ شرایطی بسیجیان را بدون گذارندن آموزش های نظامی به جبهه نمی فرستادند.

 

در آن موقع حاج محمدظاهرسیاوش چندباری به جبهه ها رفته بود و در یک شب بهاری به قصد حضور در جبهه به دنبال تدبیر و راهی بودیم که بدون گذراندن آموزش به جبهه اعزام شویم که بنا به تدبیر و اندیشه ای که کرده بودیم تنها راه را در کر وگنگ جا زدن من دانستیم و قرار شد که تحت هیچ شرایطی من صحبت نکنم و فقط سیدمحمدظاهر به جای من پاسخ سئوالات مسولان اعزام را دهند.

 

صبح زود با اتفاق حاج سید محمدظاهر سیاوش عازم گچساران جهت اعزام راهی شدیم که با حضور در ستاد اعزام در سپاه ناحیه گچساران برابر نقشه ای که از پیش طراحی کردیم پیش رفتیم و پیس از قریب به 2 الی 3ساعت سئوال کردن حاج سید محمدظاهر پاسخ می دداد وگفت این براثر موج انفجار موجی شده و شنوایی خود را از دست داد و با این نقشه بود که توانستیم کارت طرح لبیک یعنی گذارندن آموزش را بگیریم و راهی جبهه های جنگ علیه باطل شدیم.

 

 

بدون گذراندن آموزش های لازم در سال 1364راهی جبهه های جنوب محور اروندکنارشدیم که دقیقاً برابر تدبیری که برای رفتن به جبهه به کار بسته بودیم بر اثر انفجار موج انفجار و زخمی شدم که بعد از انتقال به آبادان به اهواز و از اهواز به همراه تنی چند از مجروهان با هواپیمای باربری به مشهد مقدس و از آنجا به بیمارستان شریعتی منتقل شدیم و پس از 12روز بستری در بیمارستان توسط پزشکان آلمانی مداوا و با پاهای زخمی به خانه برگشتم که دیدن این صحنه برای والدینم واقعاً سخت بود.

 

در مرحله دیگری که در سال 67 هم به قصد حضور در جبهه از کلاس درس راهی جبهه های جنگ شدم که این بار به جای خوزستان به جبهه های غرب و کردستان منطقه مامووت و شاشو و از آنجا به مقر گردو اعزام شدیم.

 

که بازهم در یکی از عملیات های ایزایی مجروح و به بیمارستان رازی تبریز منتقل شدیم که بعد از چندین روز بستری در این بیمارستان رهسپار منزل شدیم.

 

 

البته خاطرات آن قدر زیاد است که شاید در این مکان و مجال جای نمی گیرد ولی یاد و خاطره دفاع مقدس باعث شد که روز به روز بر توفقیات جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه های افزوده شود و عزت و اقتدار ما بیش از پیش به همه جهانیان به اثبات برسد.

 

کسانی که امروز گذشته جنگ را نوعی برادر کشی قلمداد می کنند تاریخ و جایگاه دفاع مقدس را نشناختند و احوالشان نیز به طورکامل مشخص است.

 

تکیه بر شعار ما می توانیم

 

به راستی دفاع مقدس باعث پیشرفت و و استیلای روز افزون انقلاب اسلامی و تکیه بر شعار ما می توانیم بود که توانستیم با دست خالی در مقابل ابر قدرت های پوشالی جهان ایستادگی کنیم.

 

در ایامی که در جبهه های حق علیه باطل بودم و در تیپ المهدی و بعد 48فتح توفیق حضور در جنگ را داشتم در قسمت تعاون وشهدا مشغول بودم که شاهد خیلی از صحنه ها و خاطرات ماندگار در هشت سال دفاع مقدس بودیم که حقیقتاً باید از فرماندهان شهید و رزمندگان و آزادگان آن دوران به نیکی یاد کرد که با چه رشادت و شجاعتی در میدان نبرد با ندای لرکه لری به قلب دشمن می زدند تا بار دیگر حماسه های از جنس ایمان و شجاعت را به نام استان دلاور خیز کهگیلویه وبویراحمد رقم بزنند.

 

آری امثال همین بسیجی هابودند که از جان و مال و فرزند خود گذشتند تا امنیت و آسایش را برای همه ما به ارمغان بیاورند و اسماعیل های جان خویش را قربانی کردند تا امروز ما پاسدار ارزش ها و آرمان های والای انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن که ثمره خون شهیدان است باشیم.

 

باشد بتوانیم در ادامه این راه روشن قدم برداریم و مدافع حریم ولایت و ارزش های و آرمان های شهیدان و امام شهیدان باشیم.

گزارش و عکس: سید اسماعیل میری

منبع:پایگاه اطلاع رسانی خبرلنده،

انتهای پیام/م75

تصاویر تکمیلی: