حکایت تلخ زندگی كودكان كار در کهگیلویه و بویراحمد / یک کودک کار: مادرم طلاق گرفته و در خانه هاي مردم كار مي كند+ تصاویر
اين روزها در تمام گوشه و كنار شهر ياسوج كه نگاه مي كني كودكاني را مي بيني كه بر خلاف ميل باطني خود به كار و حتي تكدي گري مشغول اند، كودكاني كه در كشاكش نامهرباني هاي روزگار به علت فقر و تنگدستي خانواده حسرت بازي هاي كودكانه و نشستن در كلاس درس را در زندگي خود احساس مي كنند.
به گزارش خبر لنده به نقل از پایگاه خبری تحلیلی صبح زاگرس، اين روزها كودكانی را در پیاده روهای استان کهگیلویه و بویراحمد و شهر یاسوج را با در دست داشتن وزنه، فال، ادعيه، دستمال كاغذي و كسيه خاليي برنج پراز وسايل كفاشي از هر رهگذري خواهش مي كنند تا در قبال خدماتشان سكه اي به آنها بدهند.

كودكاني كه بدونه شك در صورت مهيا بودن شرايط تحصيل آينده سازان اين مملكت خواهند بود ولي بنا به بد اقبالي با هر دليل ديگري استعداد و وقت آنها تلف می شود.
كودكاني كه با بي مسئوليتي ما و بي خيالي مسئولان روز به روز بر جمعيتشان افزوده مي شود، غافل از آنكه امكان دارد همين كودكان به دليل قرار گرفتن با ناهنجاري هاي جامعه به بزهكاران آينده تبديل شوند.
حکایت تلخ زندگی کودکان کار در یاسوج /پدرم مريض است پول كلاس رفتن را ندارم

ديروز بعد از وقت اداري در هواي گرم ظهر به سمت خانه مي رفتم در سه راه بيمارستان دو كودك معصوم را ديدم كه بساط كفاشي و دست فروشي پهن كرده بودند و از من خواهش مي كردند كه كفش هايم را واكس بزنند يا از آنها خريد كنم، آن يكي كه واكس مي زد اسمش سعيد بود 11سال داشت، پسري خجالتي و مودب كه مي گفت پدرش كارگر ساختماني است و در مادوان مستاجر هستند.
دوستش رضا هم كلاس چهارم دبستان بود و دستمال كاغذي مي فروخت، سعيد و رضا هر روز صبح از مادوان به شهر ياسوج مي آيند و تا شب كار مي كنند تا بتوانند باري از دوش خانواده خود بردارند.
از سعيد پرسيدم چرا در تعطيلات تابستان از كلاس هاي ورزشي و آموزشي استفاده نمي كند؟ با ناراحتي كه در اعماق نگاهش بود گفت؛ چون پدرم كمر درد دارد و نمي تواند زياد كار كند پول كلاس رفتن را ندارم.
با پول دست فروشي براي خواهرم لباس و كتاب مي خرم

كمي جلوتر پسر بچه اي 9ساله بنام عباس واكس ميزد وقتي داشت با دقت كفش هايم را واكس مي زد مي گفت كار بايد درست باشد تا آدم نان حلال به خانه ببرد. از عباس پرسيدم در اين مسير بچه هاي زيادي كار مي كنند آنها را مي شناسي؟ گفت بعضي از آنها دوستانم هستند ما هشت نفر هستيم كه در يك مدرسه درس مي خوانيم در تعطيلات تابستان هر روز صبح از مادوان به شهر مي آييم و تا شب كار مي كنيم و غروب هم به خانه برمي گرديم.
حميد كه پشت سر عباس ايستاده بود با لبخند تلخي كه بر لب داشت مي گفت پدرش كارگر است و هر روز صبح كه براي پيدا كردن كار به دكه كارگري مي رود من را با خودش مي آورد و عصر ها كه كارش تمام مي شود با هم به خانه برمي گرديم، حميد با ناراحتي مي گفت بعضي روزها پدرم كار گيرش نمي آيد و دست خالي به خانه برمي گردد.
.
این کودک کار که صداقت در چشمانش موج می زد ادامه داد: هر شب پول هايم را به مادرم مي دهم برايم پس انداز كند تا اول مهر لباس و كتاب بخرم .او مي گفت سال گذشته با پول هايي كه از دست فروشي پس انداز كرده بود براي خواهر كوچكترش لباس و كتاب خريد تا جلوي دوستانش خجالت نكشد.
از اينكه اين همه استعداد بخاطر نداري و فقر از بين ميرود ناراحت بودم و از نگاه معصومانه اين كودكان احساس گناه مي كردم از بچه ها خدا حافظي كردم و به خانه رفتم و چند ساعت بعد به مركز شهر آمدم و با دقت كه نگاه مي كردم در حد فاصل ميدان هفت تير تا ميدان شهدا ده ها كودك 9تا 17 سال در حال دست فروشي و كار كردن بودند كه از ظاهر همه آنها فقر و تنگ دستي مي باريد.
مادرم طلاق گرفته و در خانه هاي مردم كار مي كند

كمي جلوتر روبروي يكي از طلا فروشي ها چند خانم از ماشين لوكس پياده شدند و داشتند طلا خريد مي كردند، دختر كوچكي كه كلاس چهارم دبستان بود با بدني نحيف روي سنگ فرش هاي پياده رو نشسته بود و ادعيه مي فروخت، مي گفت اسمش مريم است و فرزند طلاق است مريم بسيار خجالتي بود و از اينكه مجبور است در خيابان بنشيند و دست فروشي كند ناراحت بود، پدرش آنها را رها كرده بود و مادرش براي مخارج و كرايه خانه مجبور بود در خانه هاي مردم كار كند.
مريم مي گفت دعاي وان يكاد مي فروشد چون دعا براي رزق و روزي و چشم زخم خوب است او از دعاهايش را يكي يكي به من نشان مي داد و از ارزش معنوي هر كدام برايم مي گفت تا بتواند از فروش آنها در مخارج خانه به مادرش كمك كند.
آن روز تا پاسي از شب در كوچه پس كوچه هاي شهر كودكان زيادي هم صحبت شدم كه همه آنها مشكل مالي داشتند و هدفشان از كار كردن كمك به خانواده بود، كاش مي شد دنياي زيباي كودكان را برايشان ساخت تا حسرت آرزوهاي كوچك در دلشان نماند و در اين سن بجاي فكر نان دغدغه علم و دانش داشته باشند.
علت اصلي افزايش كودكان كار
هرچند ساختار فرهنگی حاکم برجامعه، فقر و محرومیت خانواده ها را از مهمترین دلایل افزایش کودکان کار در کهگیلویه و بویراحمد است و مسائلي چون مهاجرت بي رويه از روستا به شهر،طلاق و اعتياد در فقر خانواده ها بيشترين تاثير را داشته است.
برخی از این کودکان به عنوان نان آور خانواده چاره ای جز تحمل سختی ها برای امرار معاش خانواده خود را ندارد.
به گفته یکی از کارشناسان اوژانس اجتماعی بهزیستی کهگیلویه و بویراحمد در سال 92 حدود 242 کودک کار در استان شناسایی شده اند که این تعداد 199 نفر پسر و 42 نفر نیز دختر بوده اند،این درحالی است که این تعداد در سال 93 بیش از 70 درصد افزایش داشته و امسال نیز آمار دقیقی از كودكان كار تاکنون بدست نیامده است.
اكثر كودكان كار در مناطق حاشيه اي شهر ساكن هستند
بيشتر كودكاني كه روزانه در شهر ياسوج مشغول كار هستند در مناطق حاشيه شهر چون مادوان، بلهزار، زيرتل و اكبر آباد ساكن هستند و در خانواده هاي فقير زندگي مي كنند، برخي از اين كودكان بي سرپرست يا بدسرپرست هستند و براي امرار معاش راهي جز كار كردن ندارند.
در آمد ماهيانه هر كودك كار
در آمد ماهيانه كودكان كار با توجه به كاري كه انجام مي دهند متفاوت است ولي ميانگين در آمد ماهيانه هر كودك كار مبالغي بين250 تا 350 هزار تومان است.
آسيب ها در كمين كودكان كار

كودكان كار در معرض آسيب ها زيادي چون بهره كشي، ترك تحصيل، كمبود بهداشت و بيماري، تكدي گري، سوء استفاده باندهای قاچاق مواد مخدر و هزاران مشكل ديگر مي باشند، بالا رفتن سن اين كودكان باعث منزوي شدن آنها مي شود و در صورت طرد شدن از جامعه زمينه بزه كاري آنها وجود دارد.
وظايف سازمان ها و نهاد هاي دولتي در قبال كودكان كار
در زمينه شناسايي، سازماندهي و توانمند سازي كودكان كار نهادهاي مختلفي چون بهزيستي، نيروي انتظامي، كميته امداد، فني و حرفه اي، اداره كار، سازمان هاي قضايي و شهرداري وظايفي دارند كه بايد در زمينه حل اين معضل اجتماعي دست به دست هم دهند تا كودكاني كه مي توانند نيروي محركي براي اقتصاد كشور باشند به افراد منزوي و بزه كار تبديل نشوند، ولي رشد روز افزون كودكان كار كم كاري و بي توجهي اين نهادها را نشان مي دهد. اين سازمان ها با وجود بندهاي صريح قانون در خصوص وظيفه آنها در قبال كودكان كار توپ را به زمين يكديگر مي اندازند و اين دور سر كودكان كار بي كلاه مي ماند.
هيچ سازماني مسئوليت كودكان كار را نمي پذيرد
اميدواريم نهادهاي مذكور با بررسي و احساس مسئوليت بيشتر وظيفه قانوني و انساني خود را در قبال اين كودكان انجام دهند.
انتهای پیام/200
تصاوير تكميلي/


















پربیننده ترین
- ● هیأت اجرایی نظارت بر انتخابات لنده انتخاب شد
- ● سومین مرحله اعزام کاروان راهیان نور در لنده
- ● جوان لندهای برترین پیشران ملی اشتغالزایی کشور
- ● ماجرای آتشسوزی خودرو در لنده چه بود؟
- ● خودروی مدیر بنیاد مسکن لنده واژگون شد
- ● تودیع و معارفه رئیس دادگستری شهرستان لنده
- ● افتتاح هشتمین مرکز مشاوره در لنده
- ● پلمب آرایشگاه زنانه در شهرستان لنده
- ● یلدای پرنشاط در شهرستان لنده
- ● فرهنگیان لنده و رسالت ایثاری
- ● لنده صدرنشین مسابقات استانی قرآن عترت
- ● روایت ایثارگران لنده در گفتگو با مدیرکل
- ● اتحاد میدان و دیپلماسی بزرگترین درس سلیمانی
- ● صدای آیندهسازان در شهرداری لنده شنیده شد
- ● پیروزی خانواده؛ آمار طلاق در لنده سقوط کرد/رشد خوب ازدواج در لنده +تصاویر
آخرین اخبار
- * اتحاد میدان و دیپلماسی بزرگترین درس سلیمانی
- * اشک لندهایها تا عهدی دوباره با دلاور لودابی
- * دره فصلی لنده؛ خواب خطرناک حاشیهنشینان در مسیرسیلاب+ تصاویر
- * همه برای محمد؛ چشمانتظاری پدر، همدلی یک استان
- * کریدور طلایی لنده - تشان؛تامین اعتبار۳ هزار میلیاردی
- * وقتی ملت بیدار است، دشمن در تاریکی میماند
- * تصویب طرح بازنگری جامع شهری لنده
- * موفقیت فضایی ایران؛ حاصل نبوغ قدرت علمی کشور
- * مسدودشدن جاده ارتباطی لنده به تراب
- * مسدودشدن راه ارتباطی ۱۴ روستا در لنده
- * برگزاری ۶۳ برنامه ویژه دهه مقاومت و بصیرت در شهرستان لنده
- * در بهار قرآن مهمان کدام مساجد لنده باشیم؟
- * 9دی روز ولایت مداری مردم وخنثی کننده فتنه های دشمنان بود
- * لنده صدرنشین مسابقات استانی قرآن عترت
- * فرهنگیان لنده و رسالت ایثاری