در یادداشتی منتشر شد
شاهنامه را از ایل گرفتند و ماهواره را در پشت سیاه چادرش علم کردند
مردم قدیم برادر را ککا صدا میزدند، قلبشان برای هم واقعی میتپید. قوتشان نان بلوطی بود که طعم طعام میداد، آب مشک احساسشان خنک بود و زلال، عرق جبین آنها حکایت از طلب روزی حلال داشت.
به گزارش پايگاه خبري خبرلنده به نقل از صبح زاگرس، مردم قدیم چه صفایی داشتند، قلبشان آینه مهر و عطوفت بود. اهل کینه و عداوت امروزی نبودند. صورتشان را با سیلی سرخ نگه میداشتند، تا عزت نفسشان لگدمال منت نشود.
برادر را ککا صدا میزدند، قلبشان برای هم واقعی میتپید. قوتشان نان بلوطی بود که طعم طعام میداد، آب مشک احساسشان خنک بود و زلال، عرق جبین آنها حکایت از طلب روزی حلال داشت. حرفشان به قول امروزیها تاریخی بود. کلامشان آمیخته به امید و امیدواری بود و نگاهشان نافذ بود و معنادار.
اهل تلاش و پشتکار بودند و مال دنیا را چرک کف دست میپنداشتند. کرهٔ حضرب عباس سند معتبرشان بود در وفاداری و حفظ امانات. قدر هم به خوبی میدانستند و لختی طاقت دوری هم را نداشتند. قوت لایموت خویش را از آن خود نمیدانستند و برکت سفره هاشان ماندگار بود. زمزمه صبحگاهی آنها یا الله و یا علی بود. دنای وجودشان سرشار از عطر آویشن صفا و صمیمیت بود.
صله ارحام وصله زندگی روزانه آنها شده بود. قربان و صدقه هم میرفتند و درد را به جان برای هم میخریدند. ایل من زینت بخش بود و افتخارآفرین. بی حرمتی در ایل من ننگ بود و عار. اما یکدفعه همه چیز عوض شد و خیلیها عوضی شدند. دوغ ایل من را در قوطی کردند و به ایلیاتی تبار فروختند.
به ماست گاو و گوسفندش نشاسته و شیر خشک اضافه کردند. حنای هویتش را کمرنگ نمودند. شاهنامه را از دستش گرفتند و ماهواره را در پشت سیاه چادرش علم کردند. ماهواره که آمد، صله ارحام را گرفت، صله ارواح را آورد. حیا را گرفت، بی حیایی را آورد. آشنا را گرفت و غریبه را عزیز کرد. شله ماشکی را گرفت و فست فود را سر سفره ایل گذاشت.
پوشش محلی را گرفت و مانتوی کوتاه و چسپان را هدیه داد. دخترایل را بزک کرد و به شهر فرستاد و یادش داد تا حیا را قورت دهد و سرمایه وجودش را در خیابانهای شهرمان به حراج بگذارد. برنوی غیرت را از دوش مردان ایل گرفت و افسار بی غیرتی را به گردنشان آویخت. عزت را از ایل گرفت و ذلت را جایگزینش کرد.
شیطان را همسفره ما نمود و شیطان صفتی را خصلت ممتازمان کرد. به ما یاد داد که میتوان مسلمان بود و شراب بر سفره هم داشت. به ما آموخت که زن مسلمان میتواند درکنارشوهرش، شوهرانی نیز داشته باشد.
به ما یاد داد که حرمتها را باید بشکنید، پدر و مادر را به خانه سالمندان هدایت کنید، حق دیگران را باید بخورید، فقط خودرا ببینید، خدا را فراموش کنید، بی خیال غم همسایه شوید. فخربفروشید، به داشتههایتان قانع نباشید.
انتهای پیام/م
پربیننده ترین
- ● آخرین مأموریت شهید خالقینژاد در آغوش مردم لنده
- ● سه مصدوم در سانحه رانندگی لنده به ایدنک+تصاویر
- ● روایت دلدادگی و شهادت سید حسین خالقینژاد+کلیپ
- ● حماسهآفرینی لندهایها در سالروز فتح خرمشهر
- ● میدان انقلاب، شب۹۰ میعادگاه مردم لنده
- ● یکصدشب میدانداری لندهایها
- ● موج ۸۹؛غیرتمندی مردم لنده
- ● نودودومین شب میدانداری لندهایها
- ● لنده در قرار شبانه حماسه آفرید
- ● میدانداری لندهایها در شبهای ایستادگی
- ● مردم لنده، فریاد مقاومت سر دادند
- ● لنده امروز غرق در دعای عرفه شد
- ● شب هشتادوپنجم؛ لنده مهد حماسه و غیرت
- ● لنده غرق در سوگ خورشید کربلا
- ● مرگ جوان لندهای در دریاچه برم الوان
آخرین اخبار
- * قیام جانفدایان حسینی در لنده
- * آنچه در جلسه کتابخانههای لنده گذشت
- * از شورحسینی تا حماسه میدان در لنده
- * نوزادان حسینی لنده یاوران مهدی شدند
- * پیام مقاممعظمرهبری حجت را تمام کرد
- * از خیمه عزا تا میدان انقلاب در لنده
- * لنده؛ غرق در سوگ دردانه کربلا
- * بلاتکلیفی ۴۵۰ دانشجو در پیامنور لنده/فرماندار لنده: تعیین تکلیف دانشگاه، اولویت اصلی است/راهاندازی مرکز رشد؛ چشمانداز آینده
- * لنده در سوگ دردانه سهساله کربلا گریست
- * لنده غرق در سوگ خورشید کربلا
- * هیئتها پرچمدار جهادتبیین باشند
- * توسعه فراگیر بانکداری الکترونیک در کهگیلویهوبویراحمد/ مهمترین مطالبه فرماندار لنده+تصاویر
- * تأکید بر تداوم راه شهیدان در عرصه تولید و خودکفایی
- * برترینهای جشنوارههای«بِهون» و «حماسهٔ برنوها» از آنِ لنده شد
- * مدیریت محلهمحور؛ رویکرد اصلی دولت چهاردهم